آغاز سال ۱۳۸۷ و ميلاد پيامبر اعظم (ص) بر تمام مسلمين جهان و مومنين مباركباد
عيد نوروز[*]
ارزشها و ضد ارزشهاى
نوروز روز نو، روز تازه و روز جديدى است اول فروردين، روز نو سال جديد آغاز مى گردد و كهنگى سال قبل كه با سرما، خستگى و تكرار كارها و روزها همراه بوده، با نوروز به روز نو و سال جديد كه طراوت طبيعت آن را ترو تازه ساخته تبديل مى گردد. اين روز براى بسيارى از ملتها روز عيد محسوب مى شود. عيد به معنى بازگشت است كه از ريشه «عود» گرفته شده است. به گفته راغب اصفهانى [1] عيد به معناى بازگشت به وضعيت مطلوب گذشته است و به روزهاى سرور و شادى نيز گفته مى شود. عيد يكى از بزرگترين و مهيج ترين مظاهر حيات اجتماعى يك ملت است. با ما باشيد تا پيرامون عيد بيشتر بدانيد.اعياد چهار نوع است
اول، اعياد دينى مانند عيد فطر و عيد قربان كه مسلمانان جهان اين روزها را عيد مى گيرند. دوم، اعياد مذهبى مانند عيد غدير و عيد نيمه شعبان كه شيعيان جشن مى گيرند. سوم، اعياد ملى مانند روز آزادى و استقلال برخى از ملتها از چنگ استعمار. چهارم، عيد طبيعى و تكوينى مانند عيد نوروز كه در آغاز بهار و سال نو مطرح مى شود. در اسلام روزهايى به عنوان عيد اعلام گرديده است كه مهمترين آنها عبارتند از: اول شوال (عيد فطر)، دهم ذيالحجه (عيد قربان)، هيجدهم ذى الحجه (عيد غدير)، بيست و هفت رجب (روز مبعث) و جمعه و تمام اين روزها به نوعى بازگشت به خويشتن و احساس مسووليت و به انگيزه تحول و انقلاب درونى است نه صرف شادى و شادمانى. بنابراين عيد نه جامه رنگارنگ پوشيدن است كه اين عيد كودكان است. نه شربت و شيرينى و غذاهاى متنوع خوردن است كه اين عيد شكمبارگان است. نه به سياحت و تفرج بى محتوى پرداختن است كه اين عيد ولگردان است. نه بى بندوبارى و هرزگى و عياشى كردن است كه اين عيد بوالهوسان است. نه قاه قاه خنديدن و همديگر را به مسخره گرفتن است كه اين عيد غافلان است و نه سبزه روياندن و سفره هفت سين چيدن و آتش بازى كردن است كه اين عيد خرافه پرستان است. هيچ كدام از اينها مفهوم عيد از ديدگاه اسلام نيست كه عيد اسلامى براى موفقيت در راه انجام وظيفه و تطهير نفس و تصفيه جان از ناپاكيها و تمرين صبر و استقامت و شكستن غرور و خودخواهى است. و اگر بخواهيم عيد نوروز براى ما يك عيد واقعى باشد بايد به ارزشهاى اسلامى اين عيد كه در سايه تعاليم اسلامى رنگ دينى پيدا كرده توجه نموده و از ضد ارزشهاى عيد كه احياى ارزشهاى جاهلى و از سنتهاى دوران آتش پرستى است دورى نماييم در اين جا مرورى داريم به ارزشها و ضد ارزشهاى عيد نوروز.نظافت و خانه تكانى
از ارزشهاى عيد نوروز نظافت و خانه تكانى است كه مردم قبل از رسيدن سال نو تحولى در زندگى خود ايجاد مى كنند و با خريد لباس نو تغيير ظواهر زندگى نشاط خاصى را به زندگى خود مى دهند.غسل عيد
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: در نوروز غسل كن و تميزترين لباسهاى خود را بپوش و به بهترين عطر خود را خوشبو كن و اين روز را روزه بگير. [2] و به استناد اين دستور بسيارى از فقها همچون: مرحوم نائينى، صاحب جواهر، آيت الله حكيم و امام خمينى(ره) غسل روز عيد نوروز را به عنوان يك تكليف مستحبى و يك دستور اخلاقى و بهداشتى مورد توصيه قرار دادهاند. [3]نماز عيد
شيخ طوسى(ره) فرموده است: نماز ظهر و عصر روز نوروز را كه خواندى چهار ركعت نماز با دو سلام (دو ركعت دو ركعت) مى خوانى ركعت اول پس از حمد ده بار سوره «قدر» ركعت دوم پس از حمد ده بار سوره «كافرون» ركعت سوم پس از حمد ده بار سوره «توحيد» ركعت چهارم پس از حمد ده بار سوره «ناس» و «فلق» (معوذتين). و در پايان نماز سجده شكر بجاآور و در آن دعاكن تا خداوند گناهان 50 ساله ات را ببخشد. [4]نظافت و لباس تميز
نظافت و رعايت بهداشت و نيز پوشيدن لباس تميز و استفاده از عطر و بوى خوش در صورت امكان از وظايف اخلاقى و اجتماعى نوروز است. از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: «و البس انظف ثيابك و تطيب باطيب طيبك». [5] تميزترين لباست را بپوش و با بهترين عطرت خود را خوشبوى ساز.ديد و باز ديد
يكى از ارزشهاى عيد نوروز ديدوبازديد از بستگان، دوستان، همسايگان و بزرگان شهر و روستااست و ديدار جمعى از مصيبت ديدگان در سال گذشته. در اين ديدوبازديدها از غمها و مشكلات يكديگر آشنا مى شوند. چه بسيار كدورتهايى كه در اين ايام با نگاهى دوباره فرو مى ريزد و به عشق و محبت مبدل مى گردد و به قول حافظ:هديه و عيدى
هديه و عيدى دادن از رسوم معمول عيدهاست و در ميان مردم معمول بوده است. در روايتى آمده است كه شخصى هديه اى براى امام على(ع) آورد و عرض كرد: اين هديه به مناسبت نوروز است. حضرت فرمود: «نيروزناكل يوم»؛ هر روز براى ما نوروز و روز نوى است.توجه به قرآن
حضور قرآن به صورت ثابت و گسترده در آداب اجتماعى نوروز به گونه اى كه قرآن اين كتاب آسمانى مسلمانان، امروز جزو يكى از اركان سفره عيد است و نيز قرائت قرآن و بوسيدن آن در ساعات تحويل سال از جمله آداب سال تحويل است.دعا
براى روز اول سال، دعا و درخواست خير وبركت، موفقيت و سعادت و بالاخره تقاضاى تعالى و رشد فضايل انسانى از جمله آداب اين روز مقرر گرديده است. علامه مجلسى(ره) خواندن اين دعا را در نوروز مناسب دانسته است: «اللهم هذه سنه جديده و انت ملك قديم اسإلك خيرها و خيرمافيها و اعوذبك من شرها و شرمافيها و استلفيك موونتها و شغلها يا ذالجلال و الاكرام.» بارالها! اين سال جديد است و تو خدايى ازلى و قديم هستى. خير اين سال و خير آنچه را در اين سال پيش مىآيد، از تو خواستارم و از شر اين سال و شرآنچه در اين سال پيش خواهد آمد، به تو پناه مى برم... محدث قمى رضوان الله عليه براى هنگام تحويل و لحظه حلول سال جديد اين دعا را از برخى بزرگان نقل كرده است: «يا محول الحول والاحوال حول حالنا الى احسن الحال». [9]روزه گرفتن
روزه گرفتن در عيد نوروز يكى ديگر از دستورهاى اسلامى مطلوب و مستحب در اين روز است. امام صادق(ع) با عبارت «تكون ذلك اليوم صائما» آن را [10] بيان داشته است. امام خمينى(ره) و سيد محمد كاظم يزدى و بسيارى از فقهايى كه بركتابهاى آنان حاشيه نوشته اند، روزه گرفتن مستحبى نوروز را مورد سفارش و تإييد قرار دادهاند. [11]زيارت اهل قبور
رفتن به زيارت اهل قبور در آغازين روزهاى سال نو و نيز برگزارى مراسم تحويل سال در كنار قبور شهدإ از ديگر آداب دينى نوروز است. تشرف و حضور در اماكن مقدسه و مشاهد مشرفه و برگزارى مراسم تحويل سال نو در آن مكانها نيز از جمله آداب نوروز مى باشد. و بسيارى از ارزشهاى مثبت ديگر. البته در حواشى اين عيد باستانى خرافاتى وجود دارد كه بايد زدوده شود. همچون مراسم چهارشنبه سورى و آتش افروزى، ترقه بازى، هفت سين، شب نشينى ها و تشكيل جلسات آلوده اى كه بسيارى از مردم به بهانه شبهاى عيد در عيش و نوش و بى خبرى به سر مى برند. جلساتى كه در آن پر است از زمينه هاى گناه: اختلاط محرم و نامحرم. آن هم با شرايط مبتذل، پخش موسيقى هاى مبتذل، مسابقه خودنمايى و تفاخر در لباس و زينت، ريخت و پاش و اسرافكارى و بسيارى از ضد ارزشهايى كه در اين ايام مطرح مى شود. در خاتمه لازم است به نكاتى چند توجه شود: 1. هر تشكيلاتى در پايان سال حساب كار خود را مى كند و به بررسى كم وكاستيها و ضعفها و قوتها مى پردازد. لازم است ماهم به حساب خود برسيم و يك بازنگرى همه جانبه به گذشته خويش داشته باشيم. شخصى در روز عيد نوروز مى گفت: اين روز را به شما تبريك و تسليت مى گويم. تبريك به جهت فرصتى جديد كه خدا به شما داده و تسليت براى از دست دادن فرصتهايى كه داشتهاى. 2. بايد از گذران عمر و زمان و طبيعت درس گرفت. طبيعت بيدار شد و فعاليتش را دوباره آغاز كرد آيا ماهم بيدارشديم، آيا درماهم تحول ايجاد شد؟ خانه ها از گردوغبار و آلودگيها پاكسازى شد، آيا قلبهاى ما نيز از زنگارهاى گناه و رذايل اخلاقى پاكسازى شد...؟ 3. بايد توجه نمود كه در سال جديد چه طرحى براى خودسازى خويش داريم؟[*]. ماهنامه فرهنگ كوثر. [1]. مفردات راغب. [2]. «روى المعلى بن خنيس عن الصادق(ع) فى يوم النيروز، قال: اذاكان يوم النيروز فاغتسل و البس انظف ثيابك و تطيب بإطيب طيبك و تكون ذلك اليوم صائما... » (وسايل الشيعه، ج 8، ص 172 و ؛173 ميزان الحكمه، ج 7، ص 133.) [3]. تحريرالوسيله، ج 1، ص؛95 جواهر، ج5، ص41. [4]. سى مقاله،رضااستادى،انتشارات اسلامى،ص376. [5]. بحارالانوار، ج 56، ص 101. [6]. صحيفه نور، ج 16، ص 80. [7]. درسايه آفتاب، حسن رحيميان، ص 228. [8]. سى مقاله، ص 377. [9]. همان؛ مفاتيح الجنان. [10]. بحار، ج 56، ص 101. [11]. تحريرالوسيله، ج 1، ص ؛288 العروه الوثقى، ص 277.
انتخابات
از ديدگاه ائمه اطهار
و امام خميني(ره)
تهيه و تنظيم : محمد محمدي پور
مقدّمه:
جمهوري اسلامي ايران كه بر اساس معيارهاي الهي شكل و به لطف خداوند در سايه رهبري ،حكيمي همچون خميني كبير بر پا شده ، از جمله حكومتهائي است كه بر پايه آراء مردم نقش بسته و تاروپودش را ملتي مظلوم اما فداكار به وجود آورده اند،نوشته حاضر تلاشي است نه در خور مردم فهيم و انقلابي عزيز ،اما در حد توان كه قطعا خالي از عيب نيست و در انتظار لطف و كرم مردم هميشه در صحنه است.
با اين همه اميدوارم اين اثر هديه اي باشد به پيشگاه امام زمان (عج) و هديه اي باشد به روح پاك خميني كبير و شهداي گرانقدر ايران اسلامي و تشكري باشد از زحمات بي دريغ پدر و مادر و اساتيد گراميم و راه گشائي باشد براي مردم فداكار و دلسوز خصوصا جوانان برومند در حماسه حضورشان ، با اميد به آن روزي كه نمايندگاني دلسوز و مهربان و پر تلاشي را براي مجلس شوراي اسلامي انتخاب نمائيم.
(با آرزوي موفقيت)
پروردگار متعال در قرآن كريم سوره نساء آيه 58 ميفرمايد:خداوند به شما فرمان ميدهد كه امانتها را به صاحبانش بدهيد و هنگاميكه ميان مردم داوري ميكنيد خداوند اندرزهاي خوبي به شما ميدهد خداوند شنوا و بيناست.
وملت ايران بايد هوشيارانه و با معيارهاي كاملا اسلامي افراد اصلح را انتخاب نمايند و به فرموده امام صادق(ع) نگاه به ركوع و سجده هاي طولاني افراد نكنيد. زيرا ممكن است عادتي براي آنها باشد كه از ترك آن ناراحت شوند ولي به راستگوئي در سخن و اداي امانت آنها نگاه كنيد. (نورالثقلين جلد 1 صفحه496)
پيامبر اكرم(ص)ميفرمايند:مَن اِستَعمَلَ عَامِلَآً مِنَ المُسلِمِينَ وَ هُوَ يَعلَمُ اَنَّ فِيهِم اَولي بِذلِكَ مِنهُ وَ اَعلَمُ بِكِتابِ اللّهِ وِ سُنَّه نَبِيّه فَقَد خَانَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ جَمِيعَ المُسلِمينَ (هركس شخصي را مامور رسيدگي به امور مردم نمايد در حالي كه ميداند در ميان مردم شخصي بهتر از او و آشناتر به كتاب خدا و سنت پيامبرش وجود دارد، يقيناً به خدا و مسلمين خيانت كرده و امام خميني (ره) هم مي فرمايند: انتخاب اصلح براي مسلمين يعني انتخاب فردي كه تعهد به اسلام و حيثيت آن داشته باشد و همه چيز را بفهمد و ممكن است به شما و گروه شما هم مربوط نباشد كه اگر اصلح را انتخاب كرديد كار اسلامي مي كنيد و اين يك محك است براي خودتان كه تشخيص بدهيد انتخاب براي اسلام است يا براي صلاح خودتان (صحيفه نور ج18ص136)
بنا كردن سنت غلط:پيامبراكرم(ص)ميفرمايند:مَن سَنَّ سُنَّه سَيِّئَه كَانَ عَلَيهِ وِزرُها وَ وِزرُ مَن عَمِلَ بِها(هركس سنت ناشايستي را بنا گذارد گناه آن عمل زشت و گناه هركس كه به آن عمل كندبراي اوست) (فروع كافي ج5ص9]
آيا علاقه ما به افراد ،گروه،جناح،قوم يا قبيله و مقدم ساختن آنها بر معيارهاي اصيل اسلامي كه همواره تاكيد امام (ره)بوده مقدمه قرار دادن خشت هاي كج در قوانين و سنتهاي اجتماعي امروز و نسل آينده نخواهد بود ؟آيا چنين عملي فريب دادن مسلمين شمرده نمي شود؟
پيامبر خدا(ص)در اين رابطه ميفرمايد:هركس شخصي را از بين ده نفر انتخاب كند در حالي كه مي داند شخصي بهتر و لايق تر و فاضلتري در آن جمع است،به يقين با خدا و رسول خدا و تمامي مسلمين نيرنگ كرده است.
. (جامع الصغير:ج1ص451 به نقل از مسند ابي يعلي)
شرايط كانديداي اصلح:
1-وفادار به اسلام وقانون اساسي
من متواضعانه از شما ميخواهم كه حتي الامكان،در انتخاب اصلح با هم موافقت نماييد و سرنوشت اسلام و كشور خود را به دست كساني دهيدكه به اسلام و جمهوري اسلامي و قانون اساسي معتقد و نسبت به احكام نوراني الهي آن متعهد باشند . (صحيفه نور ج18ص136)[13/7/1362]
2- وفادار به ولايت فقيه
بهترين اصل در اصول قانون اساسي، اين اصل ولايت فقيه است (كلمات قصار امام (ره)ص119)
3- برخوردار از شعور و استقلال سياسي
هركس در هر مقام كه خيال سازش با شرق و غرب را داشت بي محابا و بدون هيچ ملاحظه اي اور را از صحنه روزگار بر اندازيد (كلمات قصار امام (ره)ص144)
4-تعهد:در اين خصوص نقل شده شهيد مدرس نصرت الدوله را كه در هنگام شكار دستانش دچار حادثه شده بود ملاقات كرد مدرس انگشتان اورا در دستش گرفت وچنان فشار داد كه فريادش بلند شد، مدرس گفت:شازده دست تو با خوردن چند ساچمه ضعيف شده ، در حالي كه دست من با خوردن سه گلوله باز هم قوي و محكم است ميداني چرا ؟ گفت نه.مدرس گفت: چون تو با اين دست قرار داد با انگليس را امضاءكردي و نهايتاً از كار افتاد . (داستانهاي مدرس ص176)
5- تخصص و تجربه: تاكيد امام راحل به اين كه نماينده ملت بايد عالم به زمان خود باشد و تجربه كافي در انجام امور محوله داشته باشد و اين امري است بر گرفته از روايات مي باشد ، امام صادق(ع)در اين باره ميفرمايد:كسي كه آگاه به زمان خود باشد مشتبهات بر او حمله ور نخواهد شد (صحيفه نور ج18ص198)
6- شجاعت:آيت ا... جبل عامي در خاطره اي از امام (ره)ميگويد زماني عده اي از دراويش بعضي ازحجره هاي فيضيه را تصرف كرده بودند و بيرون راندن آنها با مشكلاتي روبه رو شده بود امام در اين قضايا حريف بودند ايشان بعد از مشاجره ،سيلي محكمي را به گوش يكي از آنها زد و همين مقدمه بيرون راندن آنان از مدرسه شد . (برداشتهائي از سيره امام ج2ص293)
7- ساده زيستي:اگر بخواهيدبي خوف و هراس در مقابل باطل بايستيدو از حق دفاع كنيد و ابر قدرتان و سلاح هاي پيشرفتة آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از ميدان به در نكند،(خود را به ساده زيستي عادت دهيد به خاطر همين ساده زيتي بود كه امام خميني در برابر همه مشكلات پيروز شد ) (نهج البلاغه نامه72)
8-حامي و خدمتگذار مستضعفين:حضرت علي(ع) به عثمان بن حنيف كه بر سر سفره اي از سفره هاي سرمايه داران حاضر شده بود چنين مي خروشد( اما بعد اي پسر حنيف به من گزارش رسيده كه مردي از اشراف بصره تو را به بزم خودش فراخوانده و تو دعوتش را به گرمي پذيرفته اي وبه ميهمانيش شتافته اي درانجا غذاهاي رنگارنگ ولذيذ تدارك ديده بودند ودرظروف شاهانه مي ريختند مرا گمان نبود كه تو پذيراي طعام قومي باشي كه تهي دستان را مي رانند و توانگرانشان را فرا مي خوانند) (نهج البلاغه نامه 45)
9- امانتداري:مسئوليت در نظام اسلامي از بزرگترين امانت هاي الهي است.چنان چه حضرت علي (ع) در نامه اي به اشعث بن قيص والي آذربايجان چنين تعبير ميفرمايد: بي گمان كاري كه به تو سپرده شده ، نه لقمه اي چرب و نرم ،بلكه بارامانتي است بر گردنت . ( نهج البلاغه نامه 51 )
از خصوصيات شهيد مدرس امانتداري است،روزي جمعي از نمايندگان در خانه مدرس جمع شده بودند يكي به علت مشكلات و مخارج زياد درخواست تبذيل حقوق صد توماني به دويست تومان را داد، مدرس گفت :روزي كه انتخاب شديد مشخص شد حقوق شما صد تومان است و با رضايت ، وكالت را انتخاب كرديد يا انتخابتان كردند ، اگر حالا ناراضي هستيد بايد استعفا بدهيد و اعلام كنيد كه ما با حقوق دويست تومان حاضريم قبول نمايندگي كنيم (داستانهاي مدرس ص128)
10- وطن دوستي و حفظ منافع كشور:حضرت علي(ع)يكي از اسباب آباداني شهرها را وطن دوستي برشمرده است مي فرمايد آباداني شهرها بواسطه وطن دوستيها است. (تحف العقول ص207)
امام خميني(ره)مي فرمايد: افراد سالم،افراد وطن خواه و وطن دوست افرادي كه نه شرقي نه غربي ، بلكه در صراط مستقيم اسلاميت و انسانيت باشند،انتخاب كنيد و به آنها راي بدهيد. . (صحيفه نور ج5ص277)
شفاعت در آیات و روایات |
لفظ شفاعت در عرف و شرع به دو معناست . در لسان عامه به این گفته می شود که شخص شفیع با استفاده از موقعیت و شخصیت و نفوذ خود ، نظر شخص صاحب قدرتی را در مورد مجازات زیر دستان خود عوض کند .
مفهوم دیگر شفاعت بر محور دگرگونی و تغییر وضع شفاعت شونده دور می زند ، یعنی شخص شفاعت شونده موجباتی فراهم می سازد که از یک وضع نامطلوب و در خور کیفر بیرون می آید و خود را در وضع مطلوبی قرار می دهد و این ممکن نیست مگر با ارتباط با شفیع .
برای اثبات اینکه شفاعت همان دعاست ، لازم است بدانیم : بعضی از افراد ، در اثر معاصی و گناهان ، استعداد و قابلیتشان را به طوری از دست می دهند که نمی توانند بدون واسطه از مبدأ فیض و رحمت ، که خدای رحمان باشد ، فیض بگیرند . بنابراین شفاعت کنندگان درباره عده ای از مردم دعا می کنند و خدای منان نیز دعای آنان را می پذیرد و پشت سر آن دعا ، مستقیماً و بدون واسطه به آن افراد گنه کار ، که درباره آنها دعا شده است . فیض و رحمت می رسد.
درباره زمان و مکان وقوع شفاعت باید دانست که: ممکن است شفاعت در آن آنی که نفس تمام شد حاصل شود، یعنی بلافاصله نور ولی الله با آن نوری که مؤمن در حین خروج نفس از بدن داشت مزدوج شود و ممکن است این توفیق در برزخ حاصل شود که نور ایمان ساطع گردد.
ممکن است در روز قیامت و یا در یکی از مواقف و یا بعد از آن زمانی که در جهنم سوخت، این توفیق حاصل شود.
در ادامه به اقسام شفاعت ، اشاره گردیده است . شفاعت فقهی و کلامی ، شفاعت فقهی آن است که کسی در دنیا رابطه و واسط بین دو نفر قرار گیرد تا کاری برای مشفوع له انجام دهد و شفاعت کلامی ، کاری که موضوع باید و نباید اعتباری قرار نمی گیرد ، تحت عنوان کلامی شفاعت طرح می شود .
شفاعت تکوینی و تشریعی :
اقتضائات و درخواستهای علل و اسباب طبیعی را شفاعت تکوینی می نامند و وسایط و شفعایی را که از صفات خداوندی و فضل او برخوردارند و نزد خدای متعال عزیز می باشند اگر واسطه میان انسان و خداوند شوند ، به چنین وسایطی به شفاعت تشریعی تعبیر شده است .
و اما عقیده وهابیون درباره شفاعت ، آنان می گویند : کسی که میان خود و خدا واسطه هایی قرار دهد و از آنها طلب شفاعت کند ، آنها را پرستیده و شریک برای خداوند قرار داده است .
در پاسخ به آنان باید گفت : رسیدن وجود و فیض از جانب خداوند و تدبیر نظام عالم ، براساس سلسله سنن و قوانین علی و معلولی است که خداوند در این سلسله ، موجوداتی را قرار داده و نقش و وظیفه ای به آنان سپرده است تا به انجام برسانند و مجاری انتقال وجود و فیض خداوند به مخلوقاتش باشند . آنان مظهر خالقیت ، رزاقیت ، قدرت و ... خداوند متعال می باشند . این مظهر بودن ریشه در نقش واسطی دارد که خداوند به آنان عطا کرده است .
طرح یک سؤال :
خدایی که دائماً حاضر و ناظر و قیوم است چه نیازی به جانشین وظیفه دارد ؟
پاسخ :
جانشینی انسان نه به خاطر نیاز و عجز خداوند است بلکه این مقام به خاطر کرامت و فضیلت رتبه انسانیت است . دیگر اینکه نظام آفرینش براساس واسطه ها است و خداوند خود با وجود توانایی این واسطه ها را قرار داده است .
قرآن کریم و اثبات شفاعت تکوینی :
«وَ قَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَداً سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُّکْرَمُونَ * لاَ يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِاَمْرِهِ يَعْمَلُونَ»[1].
و مشرکان گفتند که خدای رحمان دارای فرزند است (حاشا) خدا پاک و منزه تر از آن است بلکه همه بندگان مقرب خدا هستند . که هرگز پیش از امر خدا کاری نخواهند کرد و هر چه کنند به فرمان او کنند .
بدون شک آنها که بندگان گرامی شایسته خدا هستند برای نیازمندان شفاعت می کنند ولی باید توجه داشت هرگز برای کسی شفاعت نمی کنند مگر اینکه بدانند خدا از او خشنود است و اجازه شفاعت او را داده است .
قرآن کریم و اثبات شفاعت تشریعی :
«وَلاَيَمْلِکُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلاَّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ»[2].
و غیر خدای یکتا آنان را که به خدایی می خوانند قادر به شفاعت کسی نیستند . کسانی که بدانند و بر توحید حق گواهی دهند شفاعت در پیشگاه خداوند تنها به اذن و فرمان او است ، خداوند حکیم هرگز چنین اذن و فرمانی را به این
سنگ و چوبهای بی ارزش و فاقد عقل و شعور نداده است . ولی از آنجایی که در میان معبودان آنها فرشتگان و مانند آنها وجود داشتند در ذیل آیه آنها را استثناء کرده است. همانها که به توحید و یگانگی خدا را در تمام مراحل پذیرفته اند و در برابر حق به طور کامل تسلیمند . آری این گروه به اذن پروردگار مالک شفاعتند .
اقسام دیگری از شفاعت (شفاعت دنیوی و اخروی) :
شفاعت گاه در امور دنیوی باشد و گاه در امر آخرتی . شفاعت در امور دنیوی را قرآن به دو بخش تقسیم نموده : شفاعت نیک و شفاعت بد .
شفاعت نیک ، مانند شفاعت درباره مظلومی در رفع ظلم از او ، و شفاعت بد مانند وساطت کردن در گذشت نمودن حاکم از حدی از حدود شرعیه .
و اما شفاعت در آخرت ، یعنی شفاعت انبیاء و اولیاء خدا در روز قیامت به پیشگاه خداوند و طلب عفو و مغفرت جهت بندگان .
شفاعت صحیح و غلط :
شفاعت از منظر استاد مطهری بر دو گونه است . شفاعت صحیح و شفاعت غلط ، شفاعت غلط بر هم زننده قانون و ضد آن است . ولی شفاعت صحیح حافظ و تأیید کننده قانون است . شفاعت غلط آن است که کسی بخواهد از راه پارتی بازی جلوی اجرای قانون را بگیرد . شفاعت صحیح ، نوعی دیگر از شفاعت است که در آن نه استثناء و تبعیض وجود دارد و نه نقض قوانین و نه مستلزم غلبه بر اراده قانونگذار است . قرآن این نوع شفاعت را صریحاً تأیید کرده است .
آثار تربیتی شفاعت :
امیدواری ، یکی از آثار شفاعت امیدواری است .
شفاعت یک مکتب انسان ساز است و وسیله ای برای بازگرداندن آلودگان از نیمه راه و جلوگیری از یأس و نومیدی که خود عاملی است برای غرق شدن در اغراق و گناه ، ایمان به این گونه شفاعت ، سبب می شود که افراد گنهکار رابطه خویش را با خدا و پیامبران و امامان قطع نکنند ، همه پلها را پشت سر خود ویران ننمایند ، و خط بازگشت را حفظ کنند .
سازندگی ، از دیگر آثار شفاعت سازندگی است ، در مسئله شفاعت رضایت خداوند نسبت به شفاعت شوندگان نیز شرط است و هر کس این ملاک را تحصیل کرده باشد مشمول شفاعتِ شفاعت شوندگان قرار می گیرد و در غیر اینصورت از این فیض محروم خواهد بود . بنابراین چنین شفاعتی با این شرط سازنده است . زیرا انسان را با اولیای خدا دوست می کند و او را در جهت خودسازی ترغیب می نماید .
همچنین مسأله شفاعت، ارزش عبادت، اطاعت، اعمال نیک انسانی و خویشتن داری را کاملاً روشن و نمایان می سازد و اهمیت آثار نیک آنها را در نظر مردم به خوبی واضح و مجسم می نماید، زیرا شفاعت کنندگان آن مقام عالی را به وسیله تقوی، عبادت و اطاعت حیازت کرده اند و اگر این مسائل نمی بود آن مقام پر ارج هرگز برای آنان میسر نمی شد.
شفاعت عامل جنبش نیز هست، زیرا شفاعت آن نعمت رحمانی، استعداد و لیاقت می خواهد. جز به وسیله کوشش، فعالیت، عبادت و اطاعت، کسی نمی تواند به شفاعت نایل شود و از آن نعمت استفاده کند.
عقیده به شفاعت سد محکمی است که از سیل بنیان کن گناهان جلوگیری می کند و آن کسی که به موضوع شفاعت اعتقاد دارد و آن را آرزو می نماید بر او لازم است که هر چه بیشتر مراقب کردار و اعمال خود بوده و از گناهان برحذر باشد تا بتوان ایمان را که یکی از شرایط مهم شفاعت است در خود حفظ کند.
قرآن می خواهد با نوید شفاعت امیدواری را در جان بشر زنده سازد، یأس و نومیدی را ، که عامل بدبختی و شقاوت است از جامعه بشری براندازد و جای آن را برای امیدواری و رجا، که عامل بزرگ خوشبختی و سعادت است، خالی نماید.
اعتقاد به شفاعت باعث توجه به سلسله شافعان می گردد. زیرا شفاعت مولود نوعی پیوند معنوی با نیکان و پاکان و مؤمنان و دانشمندان می باشد، که ارزشهای والای اسلامی را با توجه به نوع شفاعت کنندگان نشان می دهد، و همه مسلمانان را به سوی این ارزشها و صفات شفاعت کنندگان و ایجاد رابطه با آنها ترغیب و تشویق می نماید.
شیوه شفاعت در آخرت به چند گونه ممکن است:
امکان دارد کسانی که حق شفاعت دارند خود در حق افرادی که سزاوار آن هستند، نزد خداوند متعال شفاعت کنند.
1- مکن است برخی از اهل شفاعت از برخی دیگر بخواهند تا در حق فردی شفاعت نمایند.
2- ممکن است مشفوع له از صاحبان شفاعت درخواست شفاعت کند.
3- ممکن است خداوند متعال که یگانه شفاعت پذیر در قیامت است، از شفیع بخواهد تا در حق مشفوع
له شفاعت نماید در تمام موارد یاد شده شفاعت جز به اذن و مشیت و رضای خداوند انجام نخواهد شد.
فواید شفاعت در 5 نوع قابل تقسیم است :
1- جات دادن از سختی های مواقف قیامت و تعجیل در حساب که این قسم از شفاعت به پیغمبر گرامی حضرت خاتم النبیین محمدبن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم ) اختصاص دارد.
2- داخل نمودن گروهی به بهشت بدون حساب، که شفاعت بدین معنی برای پیامبر از مسلمات است.
3- شفاعت برای جمعی که مستوجب آتشند و به شفاعت سرور عالمیان نبی معظم (صلی الله علیه و آله و سلم ) نجات می یابند.
4- گروهی که به سبب زیادی گناه داخل آتش شده و به واسطه شفاعت پیغمبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم ) و فرشتگان و برادران آنها از مؤمنین، آنان از جهنم بیرون آورده و به بهشت داخل می گردند.
5- شفاعت برای زیاد شدن درجات اهل بهشت است که این قسمت نیز ثابت و مسلم است.
شفاعت و آیات قرآن :
باید دانست که در یک آیه از قرآن کریم نفی شفاعت مطرح می شود در آیاتی دیگر منفعت شفاعت را برای مجرمان نفی می کند و دسته ای دیگر از آیات قرآن کریم ، آیاتی هستند که از شفاعت دیگران به اذن خدا یاد می کنند و یک دسته دیگر از آیات قرآن کریم ، شفاعت را مخصوص خدا می دانند ، علت این تفاوتها چیست ؟ و چگونه می توان آن را تحلیل نمود .
به طور خلاصه باید گفت : توجه به یک آیه و چشم پوشی از آیات دیگر نمی تواند مبنای صحیحی برای تفسیر قرآن باشد ، زیرا همانطور که می دانیم مجموع آیات یک موضوع در قرآن ، هدف واحدی را تعقیب می کنند و تا مجموع آیات در نظر گرفته نشود ، هرگز نمی توان مقصود نهایی قرآن را تبیین نمود . که از کنار هم قرار دادن مجموع آیات ، اثبات اصل شفاعت بدست می آید که مورد قبول همه مسلمانان است .
بخش دیگر از ادله شفاعت روایات معصومان (صلوات الله علیهم اجمعین) است روایاتی که به صراحت بر وقوع شفاعت دلالت می کند علامه طباطبایی (رحمة الله علیه) در این باره می فرماید: روایاتی که دلالت بر وقوع شفاعت پیامبر در روز قیامت دارند، از طریق اهل بیت و اهل سنت، به مرز تواتر رسیده است.
با کمی دقت و بررسی در احادیث می توان احادیث مربوط به شفاعت را همانند آیات در گروه ها و دسته های مختلف دسته بندی نمود .
دسته نخست روایاتی مربوط به شرایط شفاعت می باشد. از آن جمله پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) می فرمایند:
شفاعت من شامل آن کس از امتم می شود که اهل بیت مرا دوست داشته باشد.
دسته دوم روایاتی است که به معرفی شفاعت کنندگان می پردازد. از آن جمله پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
شفاعت کردن مخصوص پیامبران و اوصیاء و مؤمنان و فرشتگان است.
دسته سوم از روایات مربوط به شفاعت شوندگان می باشد . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره چنین می فرمایند: چهار کسند که در قیامت شفیع آنها هستند اگر چه گناه همه اهل زمین را نزد من بیاورند: یاری کننده خانواده ام، برآورنده حاجات آنها وقتی بیچاره شوند، کسی که با دل و زبان آنها را دوست دارد و کسی که از آنها به دست خود دفاع کند.
دسته چهارم از روایات درباره افرادی است که از نعمت شفاعت محروم می باشند از باب نمونه به یکی از احادیث اشاره می شود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) می فرمایند :
هر که شفاعت را دروغ شمارد در روز قیامت از آن بی نصیب مانده.
با نظر اجمالی به دیدگاه های مختلف پیرامون مسأله شفاعت بحث را پی می گیریم. ابتدا دیدگاه وهابیت پیرامون شفاعت، فرقه وهابیت منکر اصل شفاعت در روز جزا که از اصول مسلمه قرآن کریم و مورد اتفاق تمام فرقه های امت اسلامی است، نمی باشد بلکه آنچه را که این طایفه در رد و انکار آن پافشاری بسیار می نماید موضوع شفاعت خواهی از مخلوق در دنیا می باشد که در این باره می گویند: درست است که گروهی از بندگان خواص و مقرب درگاه خدا می توانند در روز جزا، با اذن خدا، درباره جمعی از گنه کاران، شفاعت کرده و آنها را از عذاب خدا برهانند. ولی ما در دنیا نمی توانیم از آنان تقاضای شفاعت نموده و از خودشان به طور مستقیم بخواهیم که درباره ما شفاعت نمایند. بلکه ما باید تنها از خدا بخواهیم که شفاعت آنها را درباره ما بپذیرد .
می توان دلایل مخالفت وهابی ها را در مورد جواز شفاعت چنین ذکر کرد .
1- درخواست شفاعت از پیامبران و اولیاء و غیر خدا شرک است !
2- شرک مشرکین به خاطر طلب شفاعت از بتها است !
3- درخواست حاجت از غیر خدا حرام است !
4- شفاعت، حق مختص خداست!
5- درخواست شفاعت از اموات لغو است!
آنچه در پاسخ به این گونه عقاید باید داد این است که آیا سزاوار است خداوند حکیم علی الاطلاق، از باب تجلیل و تکریم رسول گرامی اش و هم به منظور تعمیم رحمت واسعه الهی اش، مقام شفاعت کبرای روز جزا را به آن جناب اعطا نماید آنگاه امت مسکین و نیازمند به مقام شفاعت را ، از رجوع به آن منبع و تقاضای شفاعت مورد نیازش نهی فرماید؟!
دیدگاه بزرگان صوفیه در مورد مسأله شفاعت: عبدالقادر گیلانی که یکی از استوانه های تصوف به شمار می آید پا را از حد فراتر گذاشته و در مورد شفاعت گفته است : ایمان به این که خداوند شفاعت پیغمبر ما را درباره اهل کبائر و گنه کاران همه امتهای مؤمن به خدا پیش از ورود به آتش، و به ویژه برای امت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از دخول در آتش، می پذیرد، واجب است در نتیجه به شفاعت آن حضرت و مؤمنان از دوزخ بیرون می آیند، به اندازه ای که اگر در دل کسی به مقدار ذره ای ایمان وجود داشته باشد .
همچنین بایزید بسطامی یکی از ارکان صوفیه مدعی است هنگامی که جهنم او را ببیند خاموش گردد. در نتیجه باید گفت صوفیه به یک غلو و زیاده روی درباره این مسأله پرداخته است که به اسلام زیان می رساند . به طوری که شفاعت نزد صوفیه از بهترین و سودمندترین وسایل برای فریب مردم گردیده است.
دیدگاه دانشمندان اسلامی:
اصل شفاعت مسأله ای می باشد که تمام علما و دانشمندان آن را اصول مسلم اسلام می دانیم و هیچ تیره ای از مسلمانان آن را انکار نکرده است. مرحوم طبرسی در تفسیر جوامع الجامع می نویسد : مسلمانان در این که شفاعت پیامبر در روز رستاخیز پذیرفته می شود، سخنی ندارند . هر چند در کیفیت آن میان معتزله و دیگران اختلاف نظر هست. همچنین امام فخر رازی در تفسیر کبیر خود می نویسد: امت اجماع کرده اند بر این که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را در آخرت، شفاعتی هست .
قاضی عیاض نیز چنین می گوید: عقیده اهل سنت آن است که شفاعت از نظر عقل، بی اشکال است و از نظر دلایل نقلی اعتقاد به آن واجب و لازم است .
در ادامه این مبحث مطرح است که چه کسانی شفاعت می کنند بنا به تقسیم شفاعت به تشریعی و تکوینی و پس از آن شفاعت تشریعی در دنیا و آخرت ، شافعان نیز به دو دسته تقسیم می شوند .
شافعان شفاعت تشریعی در دنیا عبارتند از : فرشتگان ، پیامبران ، توبه ، مؤمنان ، قرآن ، ایمان و عمل صالح و اما شافعان شفاعت تشریعی در آخرت عبارتند از : فرشتگان ، اصحاب اعراف ، قرآن ، شاهدان ، مؤمنان ، پیامبران ، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و خداوند سبحان می باشند .
و اینکه چه کسانی شفاعت می شوند از آنجایی که اگر نام عده ای و یا گناه خاصی در این زمینه یادآور شود ، موجب تجری یک گروه و رکود گروه دیگری می شود ، لذا در این بحث در آیات و روایات به چند مبحث کلی اشاره گردیده است . ضمن آنکه شرط موحد و یکتاپرست بودن را باید داشته باشند .
بنابراین اصحاب یمین یکی از کسانی هستند که شفاعت می شوند و مرتکبان گناهان بزرگ نیز مشمول شفاعت واقع می شوند و همچنین اصحاب اعراف نیز از جمله مشمولین شفاعتند .
شرایط شفاعت شوندگان عبارتند از:
1- اعتقاد به وحدانیت خداوند 2- شیعه دوازده امامی بودن
3- داشتن ایمان 4- ظالم نباشد
5- اعتقاد به شفاعت 6- نماز را سبک نشمارد
باید دانست که عده ای نیز از شفاعت محرومند از قبیل :
1- کافران 2- مشرکان 3- منحرفین از حق 4- ستمگران
5- رانده شدگان 6- محرومین از بهشت 7- کسانی که برای همیشه در آتش جهنمند
8- مرتدین 9- مسخ شدگان 10- شکایت شوندگان 11- مجرمین
12- یهودیان 13- منافقین
در ادامه مباحث با پاسخ به اشکالات وارده بر شفاعت آن را از دیدگاه عقلی نیز اثبات می نماییم و دانستن این مطالب مورد نیاز است که :
1- اگر چه شفاعت فقط در بعضی از انواع مجازاتها باشد با تحمل سایر مجازاتها برزخ و ترسهای روز قیامت ، بنابراین هم اصل حکم و تعیین عقاب آن موافق عدل است و هم برطرف ساختن آن به واسطه شفاعت .
2- تردیدی نیست که سنت خدا واحد و روش او مستقیم و یکنواخت است . ولی این سنت یکنواخت فقط بر اساس یک صفت از صفات او یعنی صفت «تشریع و حکم» بنا نشده و تا هیچ حکم و جزائی از مورد خود تخلف نکند ، بلکه این سنت مبتنی بر تمام صفات عالیه اوست و وقوع شفاعت و مرتفع شدن عقاب به واسطه آن ، از نظر اینکه نتیجه اسباب مختلفی مانند رحمت و مغفرت و حکم و قضاء است هیچگونه اختلاف و تغییری در سنت جاریه حق تولید نمی کند .
3ـ وعده شفاعت هنگامی موجب تجری بر معصیت می شود که : اولاً ـ تعیین مجرم به نام و نشان یا تعیین گناهی که شفاعت در آن واقع می شود بطوریکه هیچگونه ابهامی در آن باقی نماند . آنهم بصورت منجز نه اینکه معلق بر شرط مشکوک الوجودی بوده باشد . ثانیاً ـ شفاعت به طور مطلق در تمام انواع گناهان در تمام ازمنه بطوریکه اثر آن را به کلی معدوم کند ، نیست ، بنابراین شفاعت موجب تجری نمی شود .
4ـ آیات دلالت صریحی بر ارتفاع عقاب در قیامت پس از ثبوت جرم و عقاب در حق مجرمین ندارد ، بلکه منظور از شفاعت انبیاء این است که آنها با وساطت میان خداوند و بندگان به این طریق که احکام و دستورات حق را از راه وحی می گرفته و به مردم برسانند و آنها را هدایت کنند ، مقدمات نجات آنها را در آخرت فراهم می سازد .
پس از اثبات شفاعت با دلایل عقلی بهتر است سخن را با یک دلیل نقلی به پایان ببریم .
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) :
«اسعد الناس شفاعتی يوم القيامه من قال لا اله الا الله خالصاً من قبله او نفسه»
بیش از همه کسانی به شفاعت من در روز قیامت خوشبخت می شوند که قلباً و از سوی اخلاص به خدا ایمان داشته باشند .
استاد راهنما: خانم منصوره اعدادی
محقق:زهره وطن پور ازغند
پی نوشتها:
1ـ سوره انبیاء / آیات 26 و 27
2ـ سوره زخرف / آیه 86
دكتر صادق طباطبايي
|
|
تاريخ انتشار: ۱۸:۱۱ - ۲۴ دي ۱۳۸۶ |
منبع : سايت اينترنتي تابناك |
پيشبينيهاي امام موسي صدر
امام صدر يک روز قبل از اجراي توطئه اختطاف خود که توسط معمـر قذافي اجرا شد در يک مصاحبه مطبوعاتي در ليبي با مخبر مجله «النهضت» در کويت، اعراب را به ويژه و عامه مسلمانان و دول اسلامي را عموما نسبت به خطر تحقق مطامع اسرائيل آگاه ساخته و آنان را به ايجاد انسجام اسلامي و وحدت ملي دعوت کرده بود.
نکات برجسته اين گفتوگو مـؤيـد نظر آيتالله العظمي موسوي اردبيلي است که ميگويد: امام صدر آينده را خيلي زودتر و بيشتر از بقيه ميديد و نيز تأکيدي است بر گفته شهيد والا مقام مرتضي مطهري در پاريس مبني بر اين که آقاي صدر گاه پنجاه سال جلوتر از زمان خود را پيشبيني ميکرد.
امام صدر در اين گفتوگو مبناي ديدگاه و تعهد خود را چنين توضيح ميدهد:
• چنانكه ميدانيد من عالم ديني و ملتزم به دين هستم. ايمان به خداوند بنيان اعتقاد و التزام انسان ديندار است. ايمان مفهومي تجريدي و جدا از تلاشها و فعاليتهاي زندگي نيست. ايمان دو بعد دارد. بعدي خدايي آسماني و غيبي. اين بعد جايگاه آدمي را در هستي مشخص ميكند و اراده و آرزو و خواسته و اعتماد و اخلاص براي آدمي ميآورد. اما بعد ديگرايمان رو به سوي انسان در زمين و حيات و واقعيت خارجي او دارد. پيوند مؤمن به ديگر آدميان، پيوندي كاملا ارگانيك است همه اديان از زبان انبيا تاكيد كرده اند كه جدايي ميانايمان و اهتمام به امور مردمان ناممكن است. قرآن كريم نيز كسي را كه از اطعام يتيم باز ميماند و يا بر اطعام مسكين تشويق نميكند، تكذيب كننده دين ميشمارد. به ديگر سخن اهتمام به امور محرومان جزء اساسي التزام عالم دين به دين است.
در نگاه امام صدر که از متن کتاب آسماني ما نشأت ميگيرد، نظام آفرينش بر ميزان و عدل استوار است. «والسماء رفعـهــا و و ضـع المـيــزان». انسان نيـز به مثابه عضوي از اين جهان منظم نميتواند خارج از اين نظام منضبط و سامانمند حرکت کند. حرکت انسان در اين دايره هستي اگر مبتني بر ميزان و هماهنگ با عدل نباشد، ره به کمال نخواهد برد. همين دوعنصر است که پايه و مايه وحدت انسانها را در نظام هستي شکل ميدهد. جامعه متحد انساني اگر بر همين عناصر استوار بود، تمامي نيروهاي آفرينش ـ ملائکة الله ـ در خدمت او بوده، جمع و جماعتي متحد، رو به سوي کمال و داراي خصلتي خدايي شکل خواهد گرفت.
امام صدر جامعه متحد جهاني را ـ تا قبل از حکـومت واحد موعـود ـ جامعهاي نميداند که همه آحاد آن از يک دين و آيين پيروي کنند.
نگاه امام به جامعه لبناني مرکب از سه دين و سه تمدن و 16 طايفه، نمايانگـر ديدگاه ايشان به جامعه مطلوب جهاني است؛ جامعهاي که از طوايف گوناگون و فرهنگهاي گوناگون و سنن و آداب متنوع شکل گرفته است. امام صدر جامعه آن روز لبنان را زبان حال و مينياتوري از فرداي جهان انگاشته و از همين نقطه نظر بود که موفقيت خود را در"گفتوگو و تعايش" در لبنان آن روز قابل تعميم به سراسر جهان انگاشته، و آن را براي تمامي ملتهاي طالب صلح، مطلوب و امکان پذير ميدانست. از همين رو، با درکي صحيح و پيش هنگام از روند جهاني شدن، به عنوان فقيهي جامع الشرايط و بنا برشناخت دقيق موضوعات و اقتضائات زمان و مکان، طرحي نو براي تنظيم رابطهاي پايدار ميان پيروان اسلام و مسيحيت و حتي پيروان راستين آيين موسي ـ عليه السلام ـ در انداخت. طرحي نو که در همان مدت کوتاه خود، صلح و سعادت و همدلي را براي کشور کوچک لبنان به ارمغان آورد. الگويي که ميتوانست صلح و دوستي را در پهنه گيتي مستقر گرداند. (امام صدر: اگر لبنان اين لبنان نبود؛ بايستي يک چنين لبناني خلق ميکرديم، در عين حال ميگفتند يک چنين سرزميني براي رژيم نژادپرستي چون اسرائيل،غير قابل تحمل ميباشد).
امام صدر چهارچوب فکري و عملي پروژه «گفتوگو و تعايش» را چنان طراحي و اجرا نمود که به رغم ملحوظ نمودن تمامي دقايق و ظرايف شرع مقدس، در ميان طوايف غير مسلمان مقبوليتي گسترده يافت. (نمونه: سخنراني در کليساهاي کبوشين بيروت،مارمارون و... نقل قول روحانيون يهودي، اظهارات بزرگان مسيحي و... در باره مشي و مرام امام صدر، قدرت ميانجيگري ميان طوايف مسيحي، نزديک کردن سران مسلمان و غير مسلمان آفريقا و خاورميانه به يکديگـر و...).
امام صدر زماني در لبنان شروع به کار کرد که شيعيان در بدترين شرايط معنوي و مادي قرار داشتند. جمعيتي فقير و فاقد هويت فرهنگي و عقب مانده در سلسله مراتب جامعه لبنان.
براي ايجاد وحدت اسلامي لازم ميبود که شيعيان ابتدا جايگاه شايسته خود را بيابند و آنگاه به اتحاد با برادران اهل تسنن روي آورند؛ امري که افراد ناداني که از روي حقد و کينه و عداوت نظاره گر صحنه بودند و اين تلاش امام را تفرقهاندازي در امت اسلامي ميانگاشتند (نقل انتقادات مؤلف کتاب نهضت امام خميني به اين جانب در ديدار در نجف در سال 1348).
معماري پروژه «گفتوگو و تعايش» را زماني امام صدر آغاز کرد که شيعيان منزلت رفيع و تاريخي در خور خود را باز يافته بودند.
سه محور عمده، روح حاکم بر تلاش امام را شکل ميدادند:
يکم: بازسازي عزت مسلمانان
امام صدر طي سالهاي دهههاي شصت و هفتاد ميلادي که راهاندازي و هدايت پروژه «گفتوگو و تعايش» را در لبنان بر عهده داشت، به بارزترين شکلي ارزشها و موازين اسلامي را پاس ميداشت و از همين رهگذر موجبات بازسازي عزت مسلمانان را که لااقل از سه قرن پيش از آن، شهروندان درجه دو و سه لبنان به شمار ميرفتند، فراهم ساخته و آنان را همپاي مسيحيان در سطح شهروندان درجه يک قرار داد. استقبال گسترده طوايف گوناگون مسيحي از تأسيس مجلس اعلاي شيعيان در لبنان گواه اين امر است.
دوم: القاي معنويت در پيروان ديگر اديان
امام صدر با تکيه بر استعداد ويژه و موروثي خود و نيز با بهرهگيري از صفاي باطن و مشي انسان دوستانه خويش نه تنها مراتب عقلانيت و خردورزي اسلام را در پروژه گفتوگو و تعايش خود جلوهگر ساخت، بلکه همزمان با آن ـ بنا به اعتراف بزرگان مسيحي ـ موجي از عشق به خدا، و معنويت را در پيروان ديگر اديان القا نمود. دهها حضور باشکوه و پر جلال و سخنرانيهاي متعدد و پر شور که به دعوت مسيحيان در ديرها و کليساهاي لبنان ـ و حتي روسيه ـ از «دير المخلص» در جنوب گرفته تا کليساي «کبوشين» در بيروت و «مارمارون» در شمال، نمونههايي اندک از اين حقيقت هستند. (يکي از رهبران کاتوليک در پايان سخنان امام صدر در مراسم موعظ روزه در کليساي کبوشين: روحانيتي که امام صدر با يک سخنراني در ديرها، کليساها و قلوب جوانان ما ميريزد، بيش از تمام معنويتي است که خود ما طي سالها در آنجا پديد آوردهايم).
سوم: خدمت به انسان
حل مشکلات دنيوي انسان معاصر سومين ميدان تلاشهاي امام صدر بود. زدودن آثار شوم استعمار فرهنگي و استثمار اقتصادي؛ امام صدر بر مبناي نگرش ديني خود، آخرت را از دنيا جدا نميدانست. دنيا را به عنوان مزرعه آخرت ميانگاشت. در اندرزنامه «سفارش ماندگار»، تبلور اين نوع تفکر به روشنترين وجهي باز گو شده است. همراهي تنگاتنگ رهبران ديني و تودههاي مسيحي از پير و جوان، زن و مرد و نيز همگامـي صادقانه پيروان اهل تسنن در برنامههاي «حرکت المحرومان» عليه حرمان و مبارزه با فقـر و رنج و جهل و نيز رفع خطر تقسيم لبنان در پي خاموش ساختن آتش جنگ و تأسيس مقاومت لبناني و جلوگيري از ايجاد جيش ماروني و...(تنفر از ايجاد جيش شيعي) و نيز حضور مسلحانه در تظاهرات صور و بعلبک و اداي قسم جمعي براي ايجاد لبنان واحد و ملت واحد و ارتش واحد و جهاد گسترده براي فقرزدايي و محروميت ستيزي و ارتقاي جايگاه ملي واحد و... همه و همه نمودار اين راه امام صدر هستند.
نقش اين سه محور در گسترش اسلام و معرفي ارزشها و عناصر اصيل فرهنگ غني شيعي به جهانيان، يادآور اين کلام نغز امام صدر است که ميگفت: اگر امروز چنين لبناني وجود نميداشت به خاطر اسلام و تشيع هم که شده، لازم بود آن را به وجود آوريم. امام صدر لبنان را ضرورتي تمدني و داراي رسالتي تاريخي در عرصههاي «گفتوگوي اسلام و مسيحيت» و روابط دو تمدن عـربي و اروپايي ميدانست، که از اين رهگذر به بهترين وجه قادر است، چهره عاقل، عادل و انساندوستانه اسلام و تشيع را به جهانيان بنماياند (درست نقطه مقابل آن چه امروز شاهد آن هستيم).
فقط خدا ميداند که اگر امام صدر را دستهاي مرموز از صحنه سياسي و ديني خاورميانه جدا نساخته بود، چهره اين منطقه عظيم فرهنگي و تمدني در جهان معاصر، چگونه شکلي به خود گرفته بود.
مباني فکري، فقهي و سيره عملي امام صدر
• ...نفس اين که قرآن عين کلام خداست، بدين معناست که امکان دستيابي به فهم و برداشتهاي جديد از آن وجود دارد. چه از نظر عمق و محتوا، سخن خدا حد بردار نميباشد و هرگاه با دانش و معرفت بيشتري بدان مراجعه کنيم، با تازههايي روبهرو ميشويم که همان مقصود نهفته خدا در کلام اوست و همان چيـزي است که او براي ما در نظر گرفته است. انسان از طريق فهم و برداشتهاي خويش و نيز از طريق تبلور اين برداشتها و مناسبتهاست که پيشرفت کرده و تحول مييابد... (نقل از جزوه اديان در خدمت انسان، مؤسسه فرهنگي و تحقيقاتي امام موسي صدر 1381 ص 65).
از ويژگيهاي بارز فکري و نظري امام صدر، آشنايي عميق و تحليلي ايشان از قرآن و سيره نبوي و کلام مولي اميرالمؤمنين و به ويژه زندگي سراسر متنوع و عبرت آموز معصومين است. برخوردهاي به ظاهر متناقض ايشان در مقاطع و در شرايط گوناگون، گاه صبوري و بردباري، در حالتي ديگر تند و قاطع، در بزنگاهي نرم و همراه با ملاطفت، در برههاي ديگر کوبنده و انعطافناپذير، در زماني به اصطلاح انقلابي و در حالتي ديگر مسالمتجويانه و پندآموز همه و همه نشان از آن دارد که امام به شدت به آرمانهاي بلند و خدايگونه خود مؤمن و پايبند است و سازشناپذير، اما در انتخاب راه و مسير، پيرو عقلانيت محض بوده، بر حسب شرايط زمان و مکان، انتخاب راه و روش ميکند. از همين رو گاه جنگيدن را جهاد ميداند و گاه نجنگيدن را به عنوان مسيري انقلابي توصيه ميکند.
مبنايي که حسين بن علي بنا برآن بيعت با حکومت را نفي ميکند و راه شهادت خود،يارانش و اسارت خاندانش را بر ميگزيند، همان پايهاي است که برادرش امام حسن تن به صلح ميدهد، و يا امام علي بن موسي الرضا نيابت حاکم را پذيرا ميشود. يکي در عين قناعت و ساده زيستي و حتي قبول اسارت و زندان به ايفاي رسالت خويش ميپردازد و ديگري به انتخاب زندگي آرام و برخوردار از رفاه نسبي روي آورده، کلاس درس و بحث تشکيل ميدهد و صدها دانشمند در علوم گوناگون تربيت ميکند. شناخت شرايط سياسي و اجتماعي روز و ويژگيهاي زماني زمامداران و مردم و درک ملاک و معيار معصوم در گزينش شيوه زندگي، امري بود که امام صدر پيوسته به ياران و شاگردان خويش توصيه ميکرد.
• اين کافي نيست که بدانيم پيامبر آن روز چه کرد، بلکه بايد بدانيم اگر آن بزرگوار امروز بود چه ميکرد.
• امامان معصوم که جانشينان پيامبر هستند، از نظر جهتگيري حرکت که همانا رهپويي به سوي خداست، دقيقا مثل هم هستند، اما در جزييات آن با يک ديگر تفاوت دارند... بر اين اساس و با توجه به چنين الگوهايي از زندگاني جانشينان معصوم پيامبر خدا، ميتوان زندگي آنان را به ادوار گوناگون و مسئوليتهايي که تماما در راستاي پاسداري از امت و دين اسلام و داراي اين هدف بوده است که منطق و رفتار اسلامي را در زندگي آحاد مسلمانان متجلي سازد. منطق و رفتاري که گاه در قالب حکومت، گاه در قالب نصيحت و گاه در قالب ايجاد مکتبي ايدئولوژيک و مبارز و گاه در قالب بر پانمودن جرياني معارض... .
• فرآيند پيادهسازي رسالت، در ابعاد و محورهاي گوناگوني صورت ميپذيرد، که برخي از آن اجتهادي هستند؛ يعني بايد بنا بر دلايلي عقلي و قانع کنند، فهم و درک شوند... .
• امام صدر معتقد بود:
• اديان يکي بودند و هدفي مشترک را پي ميگرفتند. جنگيدن در برابر خدايان زميني و طاغوتها، و ياري مستضعفان و رنجديدگان و اين دو نيز حقيقتي يگانه هستند و چون اديان پيروز شدند و همراه با آنها مستضعفان نيز پيروز شدند، طاغوتها چهره عوض کردند و براي دستيابي به غنايم از اديان پيشي گرفتند. و در پي حکم راندن بر اديان به نام اديان برآمدند و اينگونه رنج و محنت مظلومان دو چندان شد و اديان نيز دچار مصيبت و اختلاف شدند و هيچ اختلاف و نزاعي نيست، مگر در راستاي منافع سودجويان. )نقل از کتاب اديان در خدمت انسان، مؤسسه فرهنگي و تحقيقاتي امام صدر، تهران 1381، ص 39).
يکي از عوامل موفقيت امام صدر که سبب گستردگي فعاليتها و آراي ايشان نيز هست، شجاعت ايشان در برخورد با واقعيتهاي ملموس جوامع، و همچنين اعتقاد صادقانه ايشان به توانمندي منحصر به فرد اسلام در پاسخگويي به مسائل نوين روز است. امام موسي صدر با تسلط کامل به انديشه و مباني اسلام و نيز با به خدمت گرفتن علوم جديد، شجاعانه به ميان جامعه رفت، خود را در معرض انواع پرسشهاي جديد، ابهامات جوانان، انتقادات ديگر اديان و پاسخگويي به مسائل مستحدثه قرار داد، و در اين چالش ـ که اين روزها با نام تطبيق دين با نيازهاي جديد بشر از آن ياد ميشود ـ سر بلند از ميدان بيرون آمد. (همان – مقدمه).
همين واقعيت است که باعث شد امام صدر به عنوان فقيهي بزرگ در جهان شناخته شود (همان ص 14).
تفکر بالاي فقهياش ـ حتي در دوران نوجواني و طلبگي ـ آنقدر درخشان و ارزشمند بود که به محض ورود به حوزه علميه نجف، در آن حوزه پر برکت هزار ساله اين گونه جا باز کرده و خوش درخشيده است (همان ص 16).
حقيقت آن است که وقتي آراي خلاف مشهور ايشان در باب موسيقي، طهارت اهل کتاب، ذبيحه اهل کتاب، دست دادن با خانمهاي غير مسلمان در اروپاي چهل سال پيش، حضور در محافل بانوان بدون پوشش اسلامي به قصد ارشاد و وارد کردن آنان به صحنههاي اجتماع و جهاد... موجبات خشم افراد تنگ نظر و مقدس مآب را فراهم ساخت و نزد بزرگان نجف از جمله ايات عظام حکيم و خويي شکوه بردند، با کمال حيرت مشاهده کردند که آن بزرگان بر رفتار امام صدر صحه گذارده و آن را برخاسته از آراي محکم فقهي ايشان دانسته و آن را حمل بر ضرورت و اقتضاي زماني – در نظر امام صدر – دانسته بودند.
انسجام اسلامي و وحدت ملي در نظر و سيره امام موسي صدر
بهترين بيان را در اين زمينه از گفتوگوي خود امام با خبرنگار مجله کويتي «النهضت» که در طليعه کلام بدان اشاره کردم استخراج ميکنيم:
در ارتباط با اتحاد فرق مذهبي و وحدت ملي در لبنان؛ به عنوان نموداري از امت اسلامي؛ امام صدر ميگويد: پابرجايي وطن و وحدت امت و سلامت اجتماع امورياند كه تنها با عدل فراهم ميشوند؛ چيزي كه امروزه ايجاد فرصت مساوي براي همه شهروندان خوانده ميشود، در غير اين صورت جامعه نابود ميشود.
در مورد انگيزه خود براي ايجاد وحدت و سلامت اجتماع و تحقق عدالت ميگويد: تلاشهاي مستمر و فزاينده ما براي درمان اين مصيبتها از ژرفاي ايمانم به خدا و دوستيام به وطن و انسانيت، سرچشمه ميگيرد.
آنگاه امام صدر ابزارها و امکانات خود را در راه انجام اين تعهد چنين معرفي ميکند:
• امكانات من اطمينان مردم و پاسخهاي مثبت آنان است كه بر احساسات ديني و اطمينان قلبي و محبت آنان استوار است.
امام صدر زمان شروع تلاشهاي خود را چنين معرفي ميکند:
• اين جنبش را از زماني آغاز كردم كه فعاليتم را در صور و پس از آن در بيروت به عنوان عالم ديني شروع كردم. در اين برهه واقعيت وضعيت محرومان را دريافتم و پس از آن با دوستان شروع كرديم به نصيحت و اصرار و خواهش و سخنراني و تهديد. همه وسايل را به كار گرفتيم. از سياست نيز بهره برديم. وقتي اين طرح با شكست مواجه شد و طرفهاي ديگر بر مواضع خود پافشاري كردند، به ناچار فعاليتهاي جنبش را افزايش داديم و اجتماعات و تظاهرات و گردهماييهايي صورت داديم.
امام موسي صدر در پاسخ به اين پرسش که اگر شما به جاي مطران ايلاريون كبوچي بوديد و وطنتان اسير و اشغال شده بود، چه ميكرديد؛ ميگويد:
• من هم مانند هر كسي ميدانم كه اسرائيل دشمن عرب، مسلمين، مسيحيان و انسانيت و سرانجام دشمن خداوند سبحان است. فكر نميكنم در طول تاريخ، انساني بتواند موضعي روشن تر از موضعي كه بايد در برابر اسرائيل بگيرد، داشته باشد. چه بسا كساني كه شهادت در راه خدا را آرزو ميكنند، نميتوانند ميداني شريف تر از اين ميدان بيابند. از همين رو من در لبنان و در كرانه باختري بر خود لازم ميبينم كه همه آنچه دارم از جمله جان خود را براي مبارزه با اسرائيل به كار گيرم.
امام صدر وجود رژيم صهيونيستي را حتي براي قوم يهود خطرناک دانسته و ميگويد:
• اين جنگ – مبارزه با اسرائيل ـ خدمت بزرگي حتي به يهوديان است زيرا صهيونيسم و نظام نژادپرست آن يكي از مهمترين خطرها براي آنان است و ضربات جبران ناپذيري به آنان وارد ميكند.
در پاسخ به پرسش خبرنگار که ميگويد اگر اسرائيل حمله همه جانبهاي را عليه لبنان آغاز کند، چه ميکنيد و آيا لباس روحانيت شما مانع نخواهد بود، امام با صراحت ميگويد:
• بدون شك به مبارزان ميپيوندم. پيش از اين و از سالها پيش به رهبران فلسطيني گفتهام كه شما از جانب خودتان و ما اين واجب را به جاي ميآوريد. اگر آنان نبودند اين واجب بر عهده ما بود كه آن را به جاي آوريم. اگر اين لباس مانع فعاليت مبارزاتي من براي دفاع از وطن شود، به سرعت آن را از تن در ميآورم.
امام صدر آنگاه به تشريح توطئههاي خطرناک اسرائيل در ايجاد تفرقه ميان فرق گوناگون پرداخته و پيشبيني ميکند:
• از همه اينها مهمتر، بازي جديدي است كه اسرائيل به تازگي آغاز و دبير هيأت دولتش نيز از آن ياد کرده است. اسرائيل تلاش ميكند تا نقش حامي اقليتهاي قومي و مذهبي را در جهان عرب ايفا كند؛ اين بيانگر خطراتي است كه نه تنها لبنان، بلكه كل جهان عرب و منطقه خاورميانه را تهديد ميكند. چه اغلب كشورها يك يا چند اقليت را پذيرا هستند. افراد ناآگاه يا غير مخلص نيز كه به راحتي مورد سوءاستفاده دشمن واقع ميشوند، ميان همه ملتها وجود دارند.
در برخورد با اين توطئه رژيم صهيونيستي تا آن جا که به لبنان مربوط ميشود، امام معتقد است:
• بهترين راه براي بر نخوردن به بنبست آن است كه يك جبهه ملي و فراگير لبناني، متشکل از رهبران مسيحي، به ويژه ماروني و تمامي نيروهاي فعال سياسي موجود در كشور تشكيل شود. اين جبهه بايد نشان دهد كه لبنان و تمامي گروهها و طوايف آن، خواهان صلح، وحدت ملي و داشتن روابطي برادرانه با جهان عرب هستند و در عين حال همكاري با اسرائيل را رد ميكنند و تبديل شدن به ابزاري براي فتنهجويي در جهان عرب را نيز بر نميتابند.
• چنين جبههاي بايد موضع مسيحيان لبنان را از آنچه «جبهه لبناني» اعلان ميكند، جدا سازد. چنين جبههاي بايد از حكومت قانوني لبنان حمايت كند و آن را در راه تأسيس نهادهاي سالم ملي ياري دهد. تنها در اين صورت است كه راه برونرفت از بحران به رويمان گشوده خواهد شد.
بدون ترديد مطامع اسرائيل در لبنان زماني تحقق مييافت که ستون فقرات مقاومت لبناني که همان رهبري شيعيان و جانفشانيهاي آنان است در هم شکسته ميشد. در اين زمينه امام با صراحت ميگويد:
• فشارهايي كه به ويژه در لبنان، بر طايفه اسلامي شيعه وارد شده و ميشود، بسيار بالاتر از آن است كه به وصف در آيد. اين طايفه بهاي مواضع ملي، قومي و انساني خود را ميپردازد. در حالي كه اگر به اصول و ارزشهاي خود پايبند نبود، به راحتي ميتوانست از زير بار مصيبتها شانه خالي كند. در جريان حوادث اخير لبنان متجاوز از سي هزار نفر از شيعيان كشته، مجروح يا ناقصالعضو شدند. دهها هزار خانه و مغازه منهدم شد و خسارتهاي مادي فراوان ديگري كه هر كدام جزيي از اين مصيبت بزرگ هستند، به بار آمد. فشارهاي فراواني بر رهبران طايفه وارد آمد و تلاشهاي بيشماري براي ايجاد تفرقه در داخل طايفه و نيز فتنهانگيزي ميان شيعيان و ديگر برادران مسلمان لبناني، سازمان مقاومت فلسطين و تمامي اعراب انجام گرفت.
• آنچه از شيعيان خواسته ميشد آن بود كه نقش اقليت را بازي كند و همراه جبهه لبناني در مقابل سازمان مقاومت فلسطين موضع بگيرد.
هشياري امام صدر و پايداري در برابر اين فشارها از يک سو موجب دشمنيهاي گوناگون از سوي دشمنان دانا و دوستان نادان و از ديگر سو سبب رذالتهاي گستاخانه و ناجوانمردانه ايادي ساواک و موساد و سيا و نيـز به قول امام خميني آخوندهاي درباري و مقدسين احمق ميشد. من خود شاهد زندهاي بر اين دشمنيها و انواع حيلههاي گروههاي گوناگون بودم. دردناکتر از همه ناجوانمرديهاي کساني بود که از موضع به ظاهر انساني ولي در اساس مبتني بر عقدهها و کينهها و حسادتهاي فردي و گروهي حرکت ميکردند و حتي ميکوشيدند ياران امام خميني را در نجف تحت تأثير قرار داده و رابطه ايشان با امام صدر را مکـدر سازند (در گفتوگو با فصلنامه مفيد مندرج در سايتهاي روايت صدر و نيز پايگاه خبر رساني مؤسسه تحقيقاتي امام صدر در تهران؛ به تفصيل در اين باب سخن گفتهام).
آن چه بيش از همه جان و دل را به آتش ميکشيد اين بود که مشاهده ميشد چگونه ترفندهاي اسرائيل در خام کردن انسانهاي ناآگاه اما پر مدعا مؤثر ميافتاد. (نمونه: تحريف محتويات نشريات ما و...که همه و همه از جمله درنامههاي دردمندانه و آتشين دکتر چمران انعکاس يافته و پيش روي ما قرار دارد). بگذاريد اين فراز را نيز از زبان امام صدر بخوانيم:
امام صدر در پاسخ پرسش خبرنگار که ميپرسد اگر شيعيان از مواضع خود عدول ميکردند چه ميشد، ميگويد:
• 1 ـ سازمان مقاومت فلسطين تصفيه ميشد و طراحان پروژه «صلح غربي» خاورميانه فرصت مييافتند تا در غياب فلسطينيها برنامه خود را اجرا كنند.
• 2 ـ لبنان به «اسرائيل دوم»، آن هم در داخل جهان عرب تبديل ميشد. توضيح آنکه اسرائيل در خارج جهان عرب قرار دارد و يك لبنانِ «عربي» و «دوست اسرائيل» به طاير پنجم جهان عرب بدل ميشد.
• 3 ـ مسأله اقليتها شديدا اوج ميگرفت و آتش فتنه اختلافات شيعه و سني دوباره در دورترين نقاط جهان اسلام شعلهور ميشد. بديهي است که چنين وضعيتي ضعف و تشتت هر چه بيشتر امت اسلامي را در پي ميداشت.
• با توجه به اين مسائل، رهبران طايفه شيعه دو گزينه در پيش روي داشتند: يا بايد صلح ننگين را انتخاب ميكردند يا اينكه راه عزت، افتخار و همنوايي با حق، تاريخ و مصالح تمامي فرزندان خود در سراسر جهان را برميگزيدند.
• طبيعتا آنها راه دوم را برگزيدند؛ يعني صلح ننگين را رد كردند و تمامي عواقب سنگين و تلخ آن را به جان خريدند. بنابراين طبيعي بود كه قرباني دهند و خطرها و فشارهاي داخلي و خارجي فراواني را متحمل شوند. خطرها و فشارهايي که تا همين لحظه نيز ادامه يافتهاند. همين چند روز پيش بود که شنيديم، مناخيم بگين آمادگي اسرائيل را براي حمايت از شيعيان لبنان اعلان كرده است. البته پر واضح بود كه ما اين توطئه جديد رژيم صهيونيستي را كه لبنان، عزت و تاريخمان را هدف قرار داده است، با قاطعيت رد كنيم، حتي اگر به مصايب ديگري منجر شود.
گويي امام صدر آن چه را که ساعاتي بعد قرار بود اتفاق افتد، پيشبيني کرده و خود را براي قبول آن آماده کرده بود:
* اجراي طرح توطئه حذف امام صدر از صحنه سياسي خاورميانه شرح اجمالي و شفاهي ماجراي اختطاف و نقش مؤثر و عاقبت کار هواري بومديـن
امام صدر در آخرين مرحله از سفر دورهاي خود به کشورهاي عربي، اسلامي آفريقايي به الجزاير رفت (همان سفر که هواري بومدين ايشان را به ديدار با قذافي ترغيب کرده و خود نيز دو سه هفته بعد در يک سفر رسمي به شوروي به طرز مشکوکي مسموم شد و نهايتا جان سپرد). در آن جا در پاسخ دوستي که احوالش را جويا شد گفت: «حال کسي را دارم که شمشيري بالاي سرش باشد.
کرامت انساني پايه و مايه تفکر امام صدر است، که آن را نموداري از فطرت انسان بر ميشمارد؛ فطرتي که به گفته ايشان همان پيامبر دروني انسان است. بر مبناي همين ديدگاه، برخورداري از آزادي را حق انکارناپذير و مسلم انسان ميانگارد.
برادران! آزادي، برترين سازوكار فعال كردن همه تواناييها و ظرفيتهاي انساني است. هيچكس نميتواند در جامعه محروم از آزادي خدمت كند، تواناييهايش را پويا سازد و موهبتهاي الهي را بپروراند. آزادي، يعني به رسميت شناختن كرامت انسان و خوشگماني نسبت به انسان. حال آنكه نبود آزادي، يعني بدگماني نسبت به انسان و كاستن از كرامت او. كسي ميتواند آزادي را محدود كند كه به فطرت انساني كافر باشد. فطرتي كه قرآن ميفرمايد: «فطرة الله التي فطر الناس عليها»؛ فطرتي كه پيامبر باطني و دروني انسان است.
امام صدر آزادي را چنين تعريف ميکند:
آزادي حقيقي دقيقا رهايي از عوامل فشار خارجي و عوامل فشار داخلي است و به تعبير امام علي(ع):
«من ترك الشهوات، كان حرا». آزاده كسي است كه شهوات را ترك كند. اگر بخواهيم آزادي را تعريف كنيم، بايد بگوييم كه آزادي، رهايي از ديگران و رهايي از نفس است. اگر آزادي را اينگونه تفسير كنيم، ديگر معتقد به حد و مرز براي آزادي نخواهيم بود. آزادي كه با آزادي ديگران اصطكاك داشته باشد، در حقيقت بندگي نفس خويشتن و شهوتطلبي است. آزادي، جهاد است. همان جهاد اكبري كه مورد نظر پيامبر گرامي بود؛ جهاد با خويشتن خويش براي رهايي از شهوات. در مقابل آنچه جهاد اصغر كه جهاد با بيگانگان است.
محکوم بودن ترور و تروريسم در ديدگاه امام صدر نيز همين مايه و پايه را دارد. حيلهگري را حتي در مصاف با دشمن نميپذيرد و از قول پيامبر اسلام آن را مذموم ميشمارد و ميافزايد:
• ترور، بدترين و شكستخوردهترين روش براي نيل به هدف است، حال اين هدف هر چه باشد. پيامبر خدا(ص) ميفرمود، «ايمان، خونريزي را مهار ميكند» و نيز ميفرمود، «مسلمان، حيلهگري نميكند، دستاورد آن هر چه باشد».
مسلم بن عقيل در كوفه از ترور عبيدالله بن زياد سر باز زد، هر چند ميتوانست دور از دسترس ديگران او را در خانهاي بكشد. مسلم از ترور روي ميگرداند و با اين كار، مسئوليتهاي بسيار و نتايج ناگواري را كه يكي از آنها كشته شدن حسين(ع) بود، به جان خريد. هدف، هر چند بزرگ باشد، نميتواند توجيهگر ترور باشد. فريبكاري و ناجوانمردي از ديدگاه دين، در نظر وجدان و در منطق سياست جرم است.
ترور، بازتابهاي خطرناكي در جامعه دارد كه ابعاد آن، قابل محاسبه و پيشبيني نيست. خلافت اسلامي كه رسالت نور و رحمت، منشأ خدمت و تعامل مثبت با مردم و پذيراي همه مسئوليتها بود، اين خلافت درخشان و جهتبخش پس از ترورهايي كه دامان مردان بزرگ آن و در طليعه همه، امام علي(ع) را در محراب عبادت گرفت، رو به ضعف و سستي نهاد. اين ترورها سمت و سوي خلافت را از راه مستقيم منحرف ساخت.
خليفه در حريمهاي بسته جاي گرفت و از دسترس مردم دور شد. خلافت به سلطنتي وحشي و حكمران به مالكالرقاب تبديل گشت. بيتالمال مسلمانان به خزانه حاكم و ارتش مدافع وطن به گارد شخصي حاكم تغيير ماهيت داد. ترور، حاكمان را دور از دسترس قرار ميدهد، رهبران را عقب ميزند و خيرخواهان جامعه را از مردم ميگيرد. در اين فاصله گرفتن از جامعه خطري بنيادين نهفته است. زيرا حاكمان به طور مستقيم از وضع و حال مردم آگاه نميشوند، شكايتهاي آنان را نميشنوند، گمگشتگان جامعه هدايت نميشوند و منحرفان به راه راست برگردانده نميشوند. زمامداران بيرون از متن جامعه قرار گرفته، در معرض تملق و چاپلوسي واقع شده، راه بر كساني كه اشتباهات آنان را بكاوند و بنمايانند، بسته ميشود و اينگونه اينان به انحراف، سركشي و استبداد سوق داده ميشوند.
اين فاصله افتادن در دلهاي مردم فضايي وهمآلود و ابهامآميز پديد ميآورد. به طوري كه مردم حاكمان را تافتهاي جدا بافته دانسته به آنان گمان بدي برند، يا آنها را بتي قرار ميدهند كه به جاي خدا پرستش شوند. در هر دو حالت، اعتماد عمومي از بين ميرود، شهروندان تحقير شده و محكوم و زيردست تلقي ميشوند، حاكم، سرور و ارباب به حساب ميآيد و در هر دو حالت انحراف پيش ميآيد. به همه اين مصيبتها در عهدنامه امام علي(ع) به مالك اشتر اشاره شده است. آنجا كه حضرت، مالك را از فاصله گرفتن از مردم و حجاب قرار دادن ميان خود و مردم باز ميدارد.
برادران! ترور، ناهنجاري اجتماعي خطرناكي است، زيرا مردم را از تعامل با رهبرانش باز ميدارد. ترور خطرناك است، زيرا در اين وضعيت، محاكمه، صدور حكم و اجراي آن تنها در دست يك نفر است، كه چه بسا به راه خطا رود. اگر اين راه باز شود، ديگر ممكن نيست كه عدالت در جامعه حكمفرما شود.
باز بر همين مبنا است که انديشه فقهي ايشان در طهارت اهل کتاب معني مييابد. (نظر شهيد سيد محمد باقر صدر و مرحوم پدرم در باب طهارت اهل کتاب و ذبيحه آنان).
نظر امام صدر در باره موسيقي به طور خاص و هنر به معناي عام؛ نيز منبعث از خصلت زيبا پسندي و کمال جويي فطرت است که آن را وديعه خداوند به عنوان خصيصــه آفريدگاري انسان که همان تعريف عام از هنر است بر ميشمـرد.
امام صدر تقريب مذاهب و آميختگي تؤام با عزت و شرافت همه فرق مذهبي و اقليتهاي قومي را زير بناي انسجام امت اسلامي دانسته و وحدت ملي را در مقياس يک کشور بر همان مبنا استوار ميساخته است.
توفيق ايشان در ايجاد روح اخوت و يکرنگي و همدلي در ميان هفده طايفه موجود در لبنان نمودار همين طرز تفکــر ميباشد. وجدان لبنان، عنواني است که جامعه لبناني برازنده اين عالم شيعي دانستند. (ذکر شفاهـي داستانهايي از تلاش امام صدر در جهت وحدت مسلمانان و تقريب مذاهب و...).
بر مبناي آن چه تا کنون گفته شد به جمع بندي نظر وسيره امام صدر در باره وحدت ملي و انسجام اسلامي ميپردازيم:
وحدت ملي
براي درک بهترمقوله وحدت ملي از ديدگاه امام صدر لازم است به چنـد اصل کليدي درمباني نظري و منشهاي عملي ايشان عنايت لازم را مبذول داريم:
• نگرش ايشان به جهان هستي نگرشي است نظاممند و چنانکه گفته شد مبتني بر ميزان و عدل،
• تمامي اجزاي عالم در هم تنيده اند و مشيت الهي درهمه آنها جاري و ساري است؛
• انسان خود منظومهاي است از اجزاي اين عالم و در ذات خود چه در ابعاد مادي و چه در وجوه معنوي داراي سازماني است سازگارو همآهنگ با نظام حاکم بر آفرينش؛
• هر گونه عمل و نظر که از انسان سرچشمه گيرد (اعمال، آمال و آرزوهاي وي)، هم بر عالم هستي اثر گذار است و هم از آن اثرپذير،
• هر چه از انسان صادر شود، حتي در مقام فکـر و معنا، فناپذير نيست،
• برخاسته از اين نقطه نظرات، سرنوشت هيچ انساني جدا از سرنوشت ديگر انسانها نيست؛
• مذهب، خون، قبيله، نژاد، مليت، تعلقات فردي و گروهي، اختلاف در زبان و گويش و... هيچ يک وجه امتياز انساني از انسان ديگر نيست.
• انسان به عنوان اشرف مخلوقات بر تمامي اجزاي عالم حاکم است و همه چيز مي تواند تحت اراده و اختيار باشد،
• از آن جا که انسان از تمامي مواهب عالم بهرهمند است و در مسير تکامل مادي و معنوي خود، تمامي کارگزاران هستي را در اختيار دارد (ابر و باد و مه و خورشيد و فلک)، به اين مجموعه مديون بوده و غفلت از آن موجب خسران وي خواهد بود،
• کمال انساني جز در جمع و جماعت حاصل نميآيد،
• ماهيت يک مجموعه انساني، ماهيت يک وحدت است نه يک شرکت (بسان شرکتهاي تجاري نيست)،
• ابتناي پايههاي جماعت انساني را «ميزان و عدل» شکل ميدهند و همينها لازم و ملزوم بقاء و حيات طيبه انسان ميباشد، ايمان به اين دو اصل و عمل در مسير آنها، سعادت اين جهاني و فلاح و رستگاري ابدي او را تضمين ميکند، و غفلت از آنها خسران وي را سبب ميشوند (ان الانسان لفي خســر، الا الذين آمنوا و عملوالصالحات)؛
• وحدت انسانها زماني محقق ميشود که همگان به اين اصول واقف بوده و با درک و تفاهم و احترام به حدود و آزاديهاي ديگري در اين مسير حرکت کنند. نيروهاي کارگزار آفرينش در اين صورت مددکار و ياور او خواهند بود.
• اديان همگي جز اين رسالتي نداشتند که راه تشکيل چنين جمع و جماعتي را به انسان بنمايانند. انسان آگاه و مؤمن و تلاشگـر دو وظيفه اصلي دارد؛ با عوامل مانع بر سر راه تکامل خود از هـر سنخ و قماش بستيزد و در پيمودن مسير عدل و حق بر ديگري سبقت بگيرد. به ياري مستمندان و رنج ديدگان وستم کشيدگان بشتابد، با زورگويان ومستکبران و ستمگران مبارزه کند.
• اديان يکي بودند و هدفي مشترک را پي ميگرفتند؛جنگيدن در برابر خدايان زميني و طاغوتها و ياري مستضعفان و رنجديدگان؛ و اين دو نيز نمودهاي حقيقتي يگانه هستند؛... اديان يکي بودند و يکديگر را مورد تصديق قرار دادهاند. خداوند به واسطه اين اديان مردم را از تاريکيها به سوي نور بيرون کشيد و آنان را از اختلافات ويرانگر نجات داد و آنان را پيمودن راه صلح و مسالمت آموخت... اديان يکي بودند، زيرا در خدمت هدفي واحد بودند: دعوت به سوي خدا و خدت انسان! و اين دو نمونههاي حقيقتي يگانه هستند....اديان يکي بودند، زيرا نقطه آغاز همه آنها، يعني خدا، يکيست و هدف آنها، يعني انسان، يکيست و بستر تحولات آنها، يعني جهان هستي، يکي است... و چون هدف را فراموش کرديم و از خدمت انسان دور شديم، خدا نيز ما را به حال خود گذاشت و از ما دور شد، و ما به راهها و پارههاي گوناگوني بدل گشتيم، و در پي خدمت به منافع خاص خود بر آمديم، و معبودهاي ديگر، جز خدا را بر گزيديم، و انسان را به نابودي کشانديم. (نقل از سخنراني امام صدر در کليساي کبوشين بيروت).
از ديدگاه امام صدر وحدت ملي منافاتي با وجود اختلافات طبيعي و خدادادي ندارد، چه اگر خداوند ميخواست همه را يکسان و برابر خلق ميکرد. اديان گرچه همگي يکي بودند اما به مذاهب گوناگون تقسيم شدند:
• مذهب راه يا منش خاصي است که به افرادي معين اختصاص دارد. مثلا تشيع و تسنن نه دو دين که دو مذهب از ديني واحد هستند، که فتنه سياست از امويگري متعصب گرفته تا صفويگري متعصب، ميان آنها جدايي افکند. از اين اختلاف که تنها به واسطه سياستها پديد آمد، شايسته بود که اجتناب شود. چه تشيع و تسنن، از يک سر چشمه، از يک پيامبر و از يک کتاب نشأت گرفته اند. و يچ اختلافي ميان آن دو نيست جز آن که تشيع، نگاه و نگرشي خاصدر باب مبارزه پيشوايان اسلام است. با همين سياق ميتوان در مورد همه اديان سخن گفت. آنها يکي هستند، خدايشان يکيست، و سرچشمه شان نيز يکي است. اما آميختگي با برخي تفسيرها، برخي دخل و تصرفها و برخي شيوههاي خاص، چهرهاي از آنها به نمايش گذاشته است، که گويي ادياني متفاوت و به دور از هم هستند.
• اصول همه اديان، توحيد،نبوت و معاد است، اما زوائدي که با آنها آميخته است، به اجتهادات و برداشتهاي مشخص افراد يا پيروان اين اديان مربوط است... (نقل از مقاله پيامبري و پيامبران).
رفتار امام صدر با دارندگان سلايق گوناگون، با دگرانديشان، با منتقدين سياستهاي ايشان، با مخالفان و حتي با دشمنانشان نمودار نگرش و پاي بندي ايشان به اصول ذکر شده بود. مدارا و مروت و گذشت و چشم پوشي در يک سو، اخلاص و محبت و ياريرساني و احترام به شخصيت افراد در سوي ديگـر از جلوههاي بارز سلوک رفتاري و منش فردي ايشان بود (ر. ک. به نقل قولهايي از افراد و شخصيتهاي گوناگون و بزرگان فرق گوناگون مسيحي و سني و حتي مخالفان امام صدر).
اصل به رسميت شناختن طرف مقابل؛ درک و شناخت افکار و آمال انسانها از طريق گفتوگو و جدال احسن و سپس اطمينان داشتن به يکديگر را زمينه ساز ايجاد احترام متقابل وهمياري آحاد يک واحد انساني ميدانست.
تلاش بي وقفه امام صدر براي نزديکي با فرق گوناگون مسيحي و يهودي در عين حفظ تمامي اصول و موازين شرعي تا آن جا که او را «رمز لبنان» ناميدند، از پايبندي به اصول ذکر شده نشأت ميگيرد. جايگاه امام در دل جوانان اهل تسنن و جانفشاني آنها در سازمان حرکت المحرومان نيز نمود ديگري از اين حقيقت است. موفقيت ايشان در پايان بخشيدن به جدالهاي سياسي احزاب و گروههاي گوناگون در لبنان و حل اختلافات رهبران سياسي جهان عرب و اسلام با يکديگر نمايانگر وجوه ديگري از اعتقاد ايشان به کرامت انساني و سلوک ايشان مبتني بر احترام به طرف مقابل ميباشد.
خدشهدار شدن وتضعيف وحدت ملي را امام صدر تهديدي براي يک کشور و يک ملت ميداند و ميگويد: تاريخ هيچ ملتي نشان نميدهد که به دليل زور و اجبار و در نتيجه غلبه دشمن خارجي از بين رفته باشد، تا زماني که مردم آن کشور در کنار يکديگر بوده و وحدت آمال و اعمال داشتهاند. خطر تفرقه زماني بروز ميکند تحقير ديگري و عدم احترام به يکديگر و نفي رسميت طرف مقابل امري رايج شده باشد.
انسجام اسلامي
همين نقطه نظرات را امام موسي صدر زمينه ساز وحدت و انسجام امت اسلامي ميدانست و تمام همت و تلاش خود را مصروف اين امر مينمود.
به شهادت سخنرانيها و نوشتهها و آثار به جا مانده از ديدارهاي امام با سران عرب و دنياي اسلام و حتي بزرگان جهان، و همچنين بنا به گفته شهيد بزرگوار سيد محمد باقر صدر به اينجانب، وحدت و يکپارچگي امت اسلامي در جهان کنوني، منتهاي آرزوي امام صدر بود. امام با اين هدف پاي از دايره حوزههاي علميه بيرون نهاد تا به گفته خود "کار نا تمام سيد جمال الدين اسد آبادي" را به پايان برساند؛ با اين تفاوت که سيد عقيده داشت بايد اين کار را با سران به سرانجام برساند و امام صدر معتقد بود بايد با مردم بود و از پايين کار را شروع کرد و با بالا کشيدن مردم و با پشتوانه آنان سران را به وحدت با يکديگر و به خير و صلاح مردم سوق داد و يا حتي وادار ساخت؛ بدين منظور به کشورهاي گوناگون از شمال اروپا گرفته تا جنوب آفريقا؛ از شرق تا غرب؛ خاورميانه و خاور دور سفر کرده و به آشنايي دقيق با اقوام و ملل گوناگون روي آورد؛ امام صدر فقط به ايالات متحده آمريکا سفـر نکرد.
توفيق امام در جامعه لبناني زماني محقق شد که مقاومت يکسره و متحد مردم لبنان اعم از طوايف هفده گانه مسيحي و سني و مسلمان را پشت سر خود داشت و امام محرومان و وجدان لبنان لقب گرفت.
حتي زماني که بنا به اقتضاي شرايط محلي، سازمان نظامي امل را مرکب از جوانان مؤمن شيعه تشکيل داد، هدف آن را حفظ وحدت و يکپارچگي لبنان، دفاع از محرومان در وطن و محرومان از وطن (فلسطينيان) و بالاخره دفاع در برابر تجاوزات و مطامع اسرائيل اعلام داشت.
ترديدي نبايد داشت که اگر امام صدر امروز حضور ميداشت، همين اصول را مبناي وحدت نظر و عمل و انسجام کشورهاي اسلامي و نيز دول و ملل منطقه قرار داده و از تمامي توان و ظرفيتهاي خدادادي خود در اين راه بهره ميگرفت.
امام صدر معناي انسجام اسلامي را در اين نميديد که تمامي انسانهاي منطقه را شيعيان دو آتشه حزباللهي شکل دهند. امام با به رسميت شناختن تمامي تفاوتهاي طبيعي و خدادادي و وجود فرق و تشکلهاي گوناگون، همگان را در برابر رژيم نژادپرست و ضدبشري صهيونيسم متحد ميکرد و با بهرهگيري از تمامي استعدادهاي مادي و فرهنگي و معنوي به تشکيل جبههاي نيرومند در برابر تجاوزگران جهاني روي ميآورد و قدرتي منبعث از وحدت ملي و ديني انسانهاي اين منطقه فراهم ميآورد که در خور تمدن و فرهنگ غني و انسان ساز اين خطه از جهان بود.
امام صدر در فکر جهانگشايي نبود، سلطه قومي بر قوم ديگر را طلب نميکرد، استثمار ملتي را توسط حکامي ديگـر در سر نداشت، موازنه مبتني بر زور را نميپسنديد، ستم کشي و ستم پذيري را نفي ميکرد، آن چه او در پي آن بود؛ ارتقاي جايگاه امت اسلامي در عصر علم و ارتباطات بود، هم شأن و هم رديف با ديگر ملل عالم. روابط مبتني بر احترام متقابل، به رسميت شناختن حق و حقوق و منافع فرد و جامعه در مقياس جهان.
واقعيتهاي کنوني نشان ميدهند، چرا بايد امام صدر از صحنه سياسي خاورميانه و جهان حذف ميشد.
نقدي بر سياست خارجي ايران در ايجاد پيوند دوباره با دولت سرهنگ قذافي
تحليلي شفاهي پيرامون تفاوتهاي دکترين ديپلماسي و سياست خارجي در زمان امام خميني و شرايط فعلي
جرج جرداق مسيحي هم گفته بود: «اگر روحانيون مسلمان، اسلام را همچون امام صدر تبليغ ميکردند اثري از مسيحيت و ديگر اديان باقي نميماند».
کاردينال قفرانس کونيک (اسقف اعظم اتريش) ميگفت: «عالي جناب، من راجع به شما بسيار شنيدهام. من ايمان دارم که ميتوان تاريخ لبنان را به دو دوره تقسيم کرد: «دوران قبل از موسي صدر و دوران موسي صدر!»
فؤاد شهاب مسيحي (که فرمانده ارتش لبنان بود و زماني هم رئيسجمهور لبنان شد گفت: «امام موسي اگر مسيحي بود ما او را به مقام قديسي ميرسانديم و مثل مسيح از او تبعيت ميکرديم.
مصطفي عقاد (کارگردان معروف سوري) تصميم داشت فيلم زندگي حضرت رسول اکرم (ص) را بسازد محافل شيعه و سني مخالفت کردند و اين کار را توهين به شخصيت پيامبر دانستند. عقاد با امام موسي ملاقات کرد و خصوصيات کارش را با او در ميان گذاشت. امام تشويقش کرد و در تنظيم فيلم نامه يارياش داد. در پايان تيراژ فيلم «الرساله» نام و امضاي «امام موسي صدر» ديده ميشود.
عادل عسيران از متمولان جنوب لبنان و از بزرگان شيعه بود او سالها رئيس پارلمان و مخالف سر سخت امام بود، ولي دختر وي که در دانشگاه آمريکايي بيروت تحصيل ميکرد، از طرفداران امام بود. يک روز عسيران با دخترش درباره امام موسي مشاجره ميکرد و از او بد ميگفت. دختر گفت: «پدر، تو چهل سال سياستمدار شيعه بودي و جز فقر و ذلت چيزي براي شيعه نياوردي. ما تا دو سال پيش، خجالت ميکشيديم که بگوييم شيعهايم ولي امروز به خاطر امام موسي افتخار ميکنيم که شيعهايم. من حالا وسط دانشگاه روي چهار پايه ميروم و فرياد ميزنم که شيعهام و همه هم من را احترام ميکنند.»
* با اينكه او يك ايراني بود ولي جاي جاي لبنان، او را ميشناسد. از شيعه و سنّي گرفته تا مسيحي و دروزي، از وي به بزرگي و طهارت نفس ياد ميكنند، تو گويي هر چه صفت پاك بوده از جدّش رسول خدا (ص) گرفته است. تواضع و فروتني، صبر و پايداري، اخلاص و صفا، همّت و پشتكار، دليري و مردانگي، رحمت و عطوفت، بصيرت و انديشه نافذ، سعه صدر و گشاده رويي، تحمّل مخالفان و بلكه نيكي و خدمت به آنان، و... ؛ اينها، تنها بخشي از ويژگيهاي ذاتي امام موسي صدر بود كه براي هريك از آنها، صدها نمونه رفتاري و خاطرات به ياد ماندني بر جاي مانده است.
گذشت، تحمّل و سعه صدر در برابر مخالفان
مرحوم آيتالله احمدي ميانجي از علما و اساتيد برجسته حوزه علميه قم در تجليل از امام موسي صدر ميگفت: در ميان بزرگان ما كساني به حقّ نزديكتر بودند كه حجم دشمنيها عليه آنان افزونتر بود.
امام صدر به رغم برخورداري از تمامي لوازم مقبوليت ومشروعيت و قدرت در كشور لبنان، هرگز مخالفان خود را به زندان نينداخت، نه تنها هرگز ميدان فعاليت آنان را محدود نساخت. نه تنها هرگز حرمت و كرامت آنان را مورد تعرض قرار نداد و نه تنها هرگز مردم و دوستداران خود را عليه آنان تحريك نكرد، بلكه هر قدر دشمني آنها شدت مييافت، مهر و محبتش به آنان فزوني مييافت.
خضوع يک مخالف سرسخت و مشهور در برابر عظمت او
علامه شيخ باقر شريف قرشي از عالمان و نويسندگان برجسته جهان عرب ـ كه بيش از هفتاد جلد تأليف درباره امامان معصوم شيعه نگاشته است ـ در جمع خاطرات خويش، سرگذشت برخورد مرحوم علامه شيخ محمدجواد مغنيه ـ از عالمان برجسته لبنان و در عين حال از مخالفان سرسخت امام موسي صدر ـ با امام صدر را كه خود از زبان مرحوم مغنيه شنيده بود، براي من (نويسنده) چنين نقل ميفرمودند:
«شيخ مغنيه ميگفت: بر اثر جوسازيهايي كه در سطح كشور و حتي در محيط منزلمان عليه موسي صدر صورت گرفته بود، در نشستي با حضور رياستجمهور، نخستوزير، رئيس مجلس لبنان، و رؤسا و رهبران فرقهها، مذاهب و اديان آن كشور ـ كه امام موسي صدر نيز به عنوان رهبر شيعيان لبنان حضور داشت ـ تريبون را در دست گرفته و با صراحت تمام، از حضور موسي صدر در لبنان اظهار تأسف نمودم و در يك سخن گفتم: اگر ميخواهيد لبنان، آرامش، آسايش و امنيت و صلح را به روي خود ببيند، ناگزير از اخراج موسي صدر از خاك لبنان هستيد».
علامه مغنيه ادامه ميدهد: «هيچ تعبير نادرستي نبود كه ياد داشته باشم و در آن مجلس در حقّ امام موسي صدر نگويم. به هر تقدير سخنان من پايان يافت و نوبت به امام موسي صدر رسيد. او سخنانش را با تجليل كمنظير از من آغاز كرد و ادامه داد: اگر ميخواهيد عزّت، كرامت را در اين كشور احيا كنيد و دانش دوستي و تكريم بزرگان و فرهيختگان را به ملّت بياموزيد، بايد تصوير علامه شيخ محمد جواد مغنيه را در قاب طلا بگيريد و در هر كوي و برزن، نصب نماييد. ما همگي مرهون شيخ جواد مغنيه هستيم».
شيخ مغنيه ميگويد: «بزرگي، سعه صدر، گذشت و تواضع امام، من را در آن مجلس آب كرد و تمام وجودم را شرمندگي و خجالت فرا گرفت، بدون هيچ تأخير و بياختيار، تريبون را در دست گرفته و گفتم: من در برابر اين كوه عظمت و صبر، و اسوه تواضع و فروتني، سر كُرنش فرود ميآورم و در حضور شما بزرگان و شخصيتهاي سياسي، علمي و مذهبي، با او بيعت ميكنم».
مخالفي ديگر:
شيخ حسين خطيب (قاضي بزرگ لبنان) ميگفت:«من با امام موسي خيلي جنگيدم، اما هر قدر بيشتر جنگيدم او بيشتر محبت کرد و بيشتر به ديدارم آمد. آن قدر محبت کرد که خودم شرمنده شدم.»
* نمونهاي از سلوک امام صدر در مجالسي که اقوام و طوايف گوناگون حضور داشتند و او در عين حفظ اصول خود در جهت حفظ وحدت گام برميداشت.
رئيسجمهور لبنان هر سال در ماه رمضان شخصيتهاي برجسته مذهبي را به ضيافت افطار دعوت ميکرد. امام نيز به عنوان رئيس مجلس شيعيان به مهماني رفت. اهل سنت، موقع آفتاب افطار ميکرد و شيعيان چند دقيقهاي بعد از غروب. اين اختلاف، آرامش ظيافت افطار را تهديد ميکرد. آفتاب غروب کرد. امام موسي يک استکان چاي برداشت. همه با تعجب به او خيره شدند. امام استکان را در يک دست گرفت و دست ديگرش را بالا برد و شروع کرد به دعا خواندن. دعا خواند و حاضران آمين گفتند. اين کار را آن قدر ادامه داد که وقت افطار شيعيان شد. بعد لبخندي زد گفت: «اللهم لک صمت و علي رزقک افطرت و عليک توکلت» و استکان چاي را سر کشيد.
سخن آخر
در قرآن کريم ميخوانيم: «ان الذين آمنوا و عملوالصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا»؛ آنان که ايمان آوردند و کارهاي شايسته و صالح انجام دادند، خداوند ايشان را محبوب دلها ميسازد.
همچنين در فرازي از فرمان حضرت امير به مالک اشتر به اين حقيقت ناب برميخوريم که: «و انما يستدل علي الصالحين بما يجري الله لهم علي السن عباده»؛ صالحان را ميتوان از آن چه خداوند بر زبان بندگانش جاري ميکند، شناخت.
شخصيتي که دوست و دشمن، مسيحي و مسلمان، بزرگ و کوچک، از مردمان عادي گرفته تا سران و بزرگان سياست و حکومت، اروپايي و غير اروپايي، عالم و عامي، فرق گوناگون ديني و قومي با وجود همه اختلافي که با يکديگر دارند، دربارهاش جز سخن نيکو نميگويند و جز در تحسينش کلامي بر زبان جاري نميکنند و جز مهر او در دل نميپرورانند؛ آزادمردي که فقيه و اصولي، فيلسوف و صوفـي، مفسـر و متکلم، مورخ و سياستمرد، اديب و شاعر، هنرمند و هنر شناس، موسيقي دان و کارگردان، او را از خود و در جرگه خود ميدانند و بالاخره مصلح و ناجي و رهبـر و انساني که سي سال از صحنه اجتماع به دور نگاه داشته شده، ولي عشق او و هواي او در دل و در سر شيفتگان عدل و حق و زيبايي و پويندگان راه آزادي و کمال همچنان موج ميزند و حرکت ميآفريند، به راستي و درستي، مصداق اين آيه کريمه:
«ان الذين آمنوا و عملوالصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا»
و اين بيان علي بن ابيطالب:
«و انما يستدل علي الصالحين بما يجري الله لهم علي السن عباده» است.
بيتفاوتي در مورد سرنوشت چنين بنده صالحي و اهمال در پيگيري آن چه بر سرش آوردهاند و مراوده با مقصر اصلي و عامل و باني شناخته شده اين جنايت، از جانب هرکس که باشد، با کدام معيار ديني و انساني سازگار است؟ چنين بيتفاوتيهايي را چگونه ميتوان در محضر الهي و وجدان بشري و تاريخ انسانيت، توجيه کرد؟
پناه بر خدا.
| وما كان الناس الا امه واحده فاختلفوا(يونس 19) |
|
وما كان الناس الا امه واحده فاختلفوا(يونس 19) قرآن كريم علاوه بر انكه مسلمانان را امت واحد ميداند همه افراد بشر را نيز به وحدت و يكپارچگي فرا ميخواند. بعبارت ديگر انسانها عليرغم عوامل اختلاف انگيز و تمايزها و تفاوتهايي كه ميان آنها حاكم است مجموعه اي همگرا، همگون و متشكل ، چون كارواني منسجم و در حال حركت بسوي هدف واحد تلقي ميگردند. قرآن اين حالت را كيفيت نخستين جامعه بشري و شكل مطلوب و معقول آينده بشر ميداند. بنا بر اين از ديدگاه قرآن اصل بر وحدت و يكپارچگي است و به همين دليل خداوند پيامبران را ابزار لازم براي رفع اختلاف فرستاده است.از سويي قرآن نويد ميدهد كه پيروزي و آينده درخشان از آن دين خدا و متقيان است. اسلام خواسته است مسلمانان بصورت واحد مستقلي زندگي كنند . نظامي مرتبط و اجتماعي پيوسته داشته باشند. هر فردي خود را عضو يك پيكر كه همان جامعه اسلامي است بداند تا جامعه اسلامي قوي و نيرومند گردد. قرآن ميخواهد جامعه مسلمانان برتر از ديگران باشد و ميفرمايد: " ولاتهنو ولا تحزنوا و انتم الا علون ان كنتم مومنين" " سست نشويد و اندوهگين نباشيد كه اگر بحقيقت مومن باشيد شما برتريد". و در جاي ديگر ضمن دعوت مسلمين به اتحاد و چنگ زدن به ريسمان الهي آنان را از اختلاف برحذر داشته و نتيجه شوم آن را چنين بازگو مي كند: "ولاتنازعوا ولا تفرقو ا فتفشلوا وتذهب ريحكم" " با يكديگر نزاع نكنيد و اختلاف نداشته باشيدكه سست و ضعيف خواهيد شد و به مرور خاصيت خود را ازدست خواهيد داد(انفال 46)" جدايي و اختلاف كيان و شخصيت جامعه اسلامي را منهدم مي كند. چنانچه حضرت علي(ع) در مورد تاثير وحدت مردم ميفرمايد: بطور قطع ناكنون هيچ ملتي در مساله اي خاص وحدت كلمه پيدا نكرد جز آنكه نيرو گرفت و قدرتمند شد.و نيز آن حضرت در مورد تبعات تفرقه ميفرمايند:"به خدا قسم ميان هيچ امتي پس از پيامبرش اختلاف نيفتاد مگر آنكه اهل باطل بر طرفداران حق پيروز شدند." اسلام موتور حركت انقلاب و مايه هاي لازم را براي وحدت همه اقشار ملت داشته است. اين اسلام بود كه وحدت لازم را براي انقلاب بوجود آورد و قطرات پراكنده را به سيل خروشان تبديل كرد.اسلام براي مردم انگيزه و هدف بوجود آورد و مردم به منظور انجام تكليف شرعي در مبارزات شركت كرده و كشته شدن را شهادت دانستند.بنا بر اين مي توان گفت كه عوامل اصلي پيروزي انقلاب ما بر پايه سه ركن اتحاد، اسلام و رهبري استوار بود. ملت ايران نقش وحدت را در تاريخ خود مكرر تجربه كرده است. در جريان نهضت تنباكو با وحدت خود استعمار را شکست داد و استبداد را مفتضح کرد. جریان مشروطیت و ملی شدن صنعت نفت بر اثر وحدت همه اقشار مردم بودو در جریان انقلاب اسلامی وحدت همه اقشار ملت کاخ استبداد در هم فرو ریخت. بیداست همانگونه که اتحاد همه اقشار می تواند شگفتی بیافریند در مقابل اختلاف نیز کمر ملت را می شکند و تمام دستاوردها را به باد می دهد. با پیروزی انقلاب اسلامی عصر جدیدی در مناسبات عالم پدید آمده است ویژگی این عصر عبارت است از بیداری و جرات و اعتماد به نفس ملتها در برابر زورگویی ابر قدرتها و بالندگی نهال قدرت واقعی انسانها و سر برآوردن ارزشهای معنوی و الهی. هانگونه که میدانیم این انقلاب بزرگترین ضربه را بر استکبار وارد کرده و منافع انان را در سطح منطقه و جهان مورد تهدید جدی قرار داده است لذا بطور طبیعی آنان آرام نمی گیرند و بطور مستقیم و یا توسط ایادی خود از هرگونه تلاشی برای از بین بردن آن دریغ نخواهند کردد. دشمنان اسلام در هر زمان سعی دارند که روابط مسلمين با غیر مسلمین روابط خصمانه و روابط خود مسلمانها به بهانه های مختلف از جمله اختلافات فرقه ای ،قومیت و یا به بهانه مذهب و گرایشهای صنفی روابط خصمانه باشد.دشمنان ملت ایران با محاصره اقتصادی و بلوکه نمودن ثروتهای کشورو تهاجم نظامی و ايجاد جنگهاي داخلي و هرج و مرج و تضعيف بنيانهاي دولتي و مردمي انقلاب و از همه مهمتر تهاجم فرهنگي و ايجاد اختلاف در ميان نيروهاي انقلابي سعي در كم رنگ نمودن سرمايه هاي اصلي انقلاب از جمله اتحاد مردم و اسلام دارند. با توجه به موارد ذكر شده و بنا بر فرمايشات مقام معظم رهبري "يك ملت زنده با چالشها مواجه است و چالشها لازمه زنده بودن است و هر موجود زنده اي بايد بهاي زنده بودن خود را بپردازدتا بتواند به اهداف خود دست يابد" بايد عزم قوي را دستمايه اين حركت كرد. ملت نيازمند اين عزم ملي است و بايد روز بروز پايه هاي آن را مستحكم تر كند." ملت ايران و مديران و گردانندگان كشور بايد بر گرد اصول اسلامي نظام جمهوري اسلامي مجتمع گشته و همه توان و نيروي خود را براي تحقق و حراست از آن متمركز كنند.ملت ايران بايد هوشيار باشد و براي سازندگي كشور و مهمتر از آن براي اتحاد كلمه و يكپارچگي ملي و اتحاد اسلامي تلاش كند.همانگونه كه مقام معظم رهبري فرمودنداتحاد ملي و انسجام اسلامي بايد حفظ شده و روز بروز تقويت شود.يعني اتحاد كلمه همه آحاد ملت و قوميت هاي گوناگون و اصناف گوناگون ملي و در سطح بين المللي انسجام ميان همه مسلمانان و روابط برادرانه ميان آحاد ملت اسلامي از مذاهب گوناگون و وحدت كلمه آنها.امروزه عظمت اسلام وابسته به استقلال ملتها و عزم راسخ آنهاست و ملت ايران در اين راه پرچمدار بوده و خواهد بود. آري ايران اسلامي با بنيه مستحكمي كه از ايمان اسلامي رهبر و ملت يافته بود در راه و جهت درست پايدار ماند و وسوسه هاي شيطانها و تيغ خشم و كين آنان بر او كارگر نشد و با مظلوميتي قدرتمندانه و سرافراز چهره خود را در برابر چشم جهانيان قرار داد. مقام معظم رهبري، پيام نوروزي سال 1386 مقام معظم رهبري، معارف انقلاب مطهري، مرتضي، خدمات متقابل اسلام و ايران مطهري، مرتضي، سيري در نهج البلاغه مطهري، مرتضي، شش مقاله مطهري، مرتضي، ولاء ها و ولايتها تهيه كننده: غلامرضا جعفري اداره عقيدتي سياسي سازمان صنايع هوافضا |
| مستند حمزه |
|
دانلود در ادامه مطلب
| |
| ادامه مطلب... |
| مستند دموکراسی آمریکایی (جنایات در لبنان 2006) | |
|
|
United States of America (USA) Presents The American Democracy Lebanon - 2006 Directed by: Israel
| |
| ادامه مطلب... |
| داستانهای شگفت (1) | |
|
|
با موضوعات: آب آشامیدنی در میان دریا، دادرسی از محتضر، سوگواری حیوانات و ...
| |
| ادامه مطلب... |
حدیث
|
پيامبرصلى الله عليه وآله: لا خَيرَ فِي السَّرَفِ ولا سَرَفَ فِي الْخَيرِ در اسراف خيرى نيست و در كارهاى خير اسراف نيست |
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
ساير ...
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| منبع : ياسين مديا | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| انتخاب اصلح از نگاه مقام معظم رهبرى | |
|




مستند دموکراسی آمریکایی( جنایات در لبنان-2006) به کارگردانی اسراییل
مجموعه داستانهای تصویری برگرفته از کتاب ارزشمند آیت الله دستعیب
مجموعه صوتي سرودهای جبهه و جنگ (با عناوين: شب است و سكوت است و ماه است و من، جاده و اسب مهیاست بیا تا برویم، ای لشکر صاحب زمان-عج- آماده باش و ...) تقدیم به کاربران عزیز
نگاهي به تاريخچه، مبانی فقهی و بازتاب های قمه زنی در افکار عمومی و رسانه های بین المللی
نوحه عربی فارسی انا مظلوم حسین(ع) انا محروم حسين(ع) ( پخش شده از شبکه سه سیما) به همراه نوحه عربی فارسی یا رب، تقدیم به کاربران عزیز (مداح: نزار قطری)
مجموعه ارزشمند نوحه و سینه زنی از صادق آهنگران تقدیم به کاربران عزیز
مجموعه ارزشمند نوحه و سینه زنی از
مجموعه 56 سخنرانی ارزشمند از آیت الله مصباح یزدی (با موضوعات: پرهیز ار به تاخیر انداختن اعمال، ارزش عمر و فرصت ها، گناه، گریه نهایت حزن، آفات زبان و ...) تقدیم به کاربران عزیز
مجموعه 24 سخنرانی ارزشمند از حجت الاسلام دکتر رفیعی (با موضوعات:امام حسین (ع) و هدایت، ده سوال علی (ع) از پیامبر(ص)، راه مستقیم، بررسی حادثه کربلا و ...) تقدیم به کاربران عزیز
گلچین مداحی محرم و فاطمیه 84 - 85 از محمود کریمی تقدیم به کاربران عزیز
مجموعه 49 سخنرانی از استاد انصاریان (با موضوعات: عوامل قیام امام حسین(ع)، نکاتی از زندگی انبيا، شرح خطبه سید الشهدا و ...) تقدیم به کاربران عزیز
مجموعه سخنرانی محرم 85 از حاج آقای پناهیان (با عناوین: معرفی ماه محرم، ابعاد حماسه حسینی، زندگی معنوی و عارفانه و ...) تقدیم به کاربران عزیز